بخشهای مختلف کار تجدید از قرار ذیل است:

1- شناخت درست محیط خویش :یعنی بررسی دقیق او ضاع واحوال وشرایط وتشخیص این امرکه جا هلیت در چه نقاطی وتا چه حدی رررررنفوذ نموده است، از چه راههایی  رخنه کرده است ، ریشه های ان در کجا ها وتا چه حدی گسترش یافته اند واسلام در این هنگام دقیقا در چه وضعیتی به سر میبرد.                

2- پیشنهاد اصلاح : یعنی تعیین این امر که دراین هنگام باید بر چه نقاطی ضربه وارد نمود ، تا تسلط جاهلیت بشکند واسلام بتواند بار دیگر بر زندگی اجتما عی مسلط شود.

3- تعیین جایگاه شخصی خویش:یعنی سنجش و ارز یابی دقیقا خویش که من چه قدر توانایی دارم واز چه راهی می توانم بپردازم .

4- تلاش برای انقلاب فکری :یعنی تغییر افکار مردم  وریختن عقاید،افکار و دید گاههای اخلاقی انان در قالب اسلام ،

اصلاح نظام امو زش وپرورش واحیای علوم اسلامی وخلاصه احیای مجدد ذهنیت ونگرش اسلامی و

5- تلاش برای اصلاح علمی: یعنی از بین بردن رسوم جاهلی تزکیه یاخلاق، احیای مجدد شور و شوق اتباع شریعت در بین مردم و تربیت افرادی که بتوانند در کسوت رهبران اسلام ظاهر شوند .

6- اجتهاد در دین : یعنی فهم و درک اصول کلی دین و شناخت اوضاع تمدنی زمان خویش ، ارزیابی درست سمت و سوی ارتفا و رشد ان از دیدگاه اسلام و تعیین اینکه با چه تغییراتی در نقشه ی تمدن موجود میتوان ان را با روح شریعت همسو و هماهنگ نمود ؛ بگونه ای که هم اهداف شریعت بر اورده شود و هم اسلام بتواند در ارتقا و رشد درست تمدن ، جهان را رهبری کند .

7- فعالیت دفاعی : یعنی ایستادگی در برابر قدرتهای سیاسی که در پی از بین بردن ایلام اند و هماره نمودن راه ظهور و پیشرفت اسلام با در هم شکستن قدرت ان ها .

8- احیای نظام اسلامی : یعنی گرفتن قدرت از دست جاهلیت و احیای مجدد عملی نظام حکومتی که صاحب شریعت علیه الصلاه و السلام از ان به عنوان خلافت بر اساس روش نبوت یاد کرده است .

9- تلاش برای یک انقلاب جهانی : یعنی عدم اکتفا به ایجاد نظام اسلامی دریک کشور و کشورهایی که مسلمانان در ان ها زندکی می کنند ، بلکه بر پا نمودن یک حرکت و جنبش بسیار نیرومند جهانی که موجب گسترش دعوت اصلاحی و انقلابی اسلام در میان عموم مردم جهان گردد و تمدن اسلامی تبدیل به تمدن برتر جهان شود ؛ در همه ی نظام های تمدنی جهان یک دگرگونی اسلامی ایجاد شود و رهبری اخلاقی ، فکری و سیاسی جهان بشریت به دست اسلام افتد .     با توجه دقیق به این بخش ها معلوم می شود که سه بخش نخست ، بخش هایی هستند که برای هر شخصی که به کار تجدید بپردازد ، ناگزیرند ؛ ولی بخش های شش گانه ی پایانی بخش هایی اند که لازم نبست مجدد جامع همه ی ان ها باشد ، بلکه هر شخصی را که در یک ، دو ، سه و یا چهار بخش از ان ها کارنامه ی بر جسته ای از خود ارائه نموده باشد نمی توان مجدد نامید . البته چنین مجددی مجدد جزئی خواهند بود نه مجدد کامل . مجدد کامل صرفا به شخصی گفته می شود که در همه ی این بخش ها کاملا فعال باشد و حق وراثت نبوت را ادا نماید .