زیاده روی در دین و آئین
(الغلو)
زیاده روی در دین و آئین
خداوند متعال می فرمایند: : ] قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيراً وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ [ ( المائده /77)
یعنی: ای اهل کتاب(یهودی و مسیحیان) در دین تان به ناحق زیاده روی نکنید، دنبال اراده، میل و هوا و هوس مردمان قبل از خود که گمراه شده بودند و اکثر مردم را نیز، با گمراهی خودشان گمراه می کردند نروید، در نتیجه آنها راه راست را گم کرده و منحرف شدند.
الله
I، خطاب به اهل کتاب فرمودند و هشدار دادند که مبادا پای خود را از گلیم شان درازتر نمایند... چون به راستی اولین دَرِ انحراف و سبب گمراه شدن آنها از حقیقت دین و راه راستین پیامبران الهی (u) زیاده روی در دین شان بود!!به همان شیوه در بین مسلمانان و پیروانان رسول گرامی اسلام
r دسته و گروههایی پیدا شده اند که از همان کوچه و برزن های اهل کتاب گذر نموده و طعام خوراک آنها را خورده و مز مزه می کنند.سیّد قطب(رحمه الله) در کتاب (المستقبل لهذا الدین) آینده از آن اسلام است می نویسد: خداوند دین پاک و حنیف اسلام را برای تمام بشریت و اقلیّّت های روی زمین فرو فرستاد، تا جای تمامی آئین های آسمانی که دست خوش تحریف ،غلّو و تبدیل و انحراف شده اند را بگیرد.
گروهی از آنها به دین می افزودند، غلو می کردند، سخت گیر بودند و یا از آن می کاستند و آسانش می کردند....
شک و تردیدی در آن نیست که اگر الله
I خود از قرآن و دین مبین اسلام محافظت نمی فرمود، حتماً همچون آئین های قبلی دست خوش تحریف و کج روی می شد.!در نتیجه لازم و ضروری است که معنی زیاده روی در دین و آئین خداوند سبحان را بدانیم و از آن اجتناب و دوری کنیم.
ابن فارس در کتاب(معجم مقیاس اللغة) می گوید: حروف (غ-ل-و) دلالت بر زیاده روی و بیش از حدّ معمول دارد.
یا می گوید: عبارت است از زیاده روی در کارها و اعمال. یعنی: خارج شدن از حدّ و مرز تعیین شده.(غلو: بیش از حد)
چند واژه ی هم خا نواده و هم معنی با( الغلو):
(1) . پا درازی (التطرف)
گویند: (تَطرَّفتِ الشِّمسُ أي دَنَت للغُروبِ) خورشید درحال غروب است.
(2) . زیاده روی (التنطع): ابن فارس می گوید: ( التَعَمُّقُ والتَّشَدُّدُ ) یعنی: به تندی و عمیق گرفتن کاری.
پیامبر اکرم
r می فرمایند: ]هَلَكَ المُتَنَطِّعُونَ قالها ثلاثاً [ رواه مسلم عن ابن مسعود.سخت گیرها و تند روها، هلاک شدند و از بین رفتند. سه بار این فرموده را تکرار فرمودند.
امام نووی (رحمة الله) می فرماید:] هلك المتنطعون ، أي المُتَعَمِّقُونَ المُغالُونَ المجاوزون الحدودَ في أقوالهم وأفعالهم[ (هلك المتنطعون): یعنی آنها نابود گشته و هلاک شدند که در گفتار و رفتار هایشان سخت گیر بوده و زیاده روی می کردند.
(3). سخت گیر بودن ( التشدد ): ابن فارس می گوید: : [ الشين والدال أصلٌ يدُلُّ على قوَّةٍ في الشيء ] یعنی (ش ،د) حروفی اند که دلالت بر تندی و فشار بر چیزی دارند.
پیامبر گرامی اسلام
r می فرمایند: ]إنَّ الدِّينَ يُسْرٌ، ولَنْ يُشادَّ الدِّينَ أحَدٌ إلا غَلَبَهُ [رواه البخاري عن أبي هريرة
tیعنی: بدون شک دین اسلام دینی آسان و آسان گیر است، هر کس آنرا بیش از حد سخت بگیرد و از خود تند روی و خشونت نشان دهد حتماً مغلوب می شود.
(4). (العنف): ابن فارس می گوید:]العين والنون والفاء أصل صحيح يدل على خلاف الرِّفق [ حروف (ع،ن،ف) به این ترتیب و در کنار هم به معنی مخالف و متضاد سهل و آسان و آسان گیری می باشد.
واژه هایی که از آنها بحث به میان آمد همگی زیر مجموعه و جزئی از غلو می باشند. و در واقع می توان گفت برای اثبات و توضیح معنی (الغلو) می توان از آنها استفاده کرد.
بجز( التطرف) بقیه ی آن واژه ها، دلیل شرعی و نصّی از حدیث بر آنها دلالت دارد.
تقسیم نمودن و دسته بندی مردم در قرآن کریم و توضیحاتی در باره ی آنها:
. گروهی هستند خود را وابسته به حق دانسته وبه نحو احسن از آن پیروی می کنند.
. گروهی هستند خود را اهل حق می پندارند در حالی که از حدود آن نیز تجاوز می کنند.
. دسته بعدی آنهایی هستند که بی خیالی را پیشه نموده اند و مسایل دینی برایشان آنچنان قابل اهمیت نیست.
الف: می بینیم که خداوند متعال در قرآن کریم راه اول را انتخاب و به بندگانش پیشنهاد نموده. همچنان که می فرمایند: ]اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ.... وَلا الضَّالِّينَ [ (الفاتحه: 7) یا می فرمایند: ] قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ .. [ (یوسف: 108) یا : ] وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ [ (فصّلت:33)
ب: خداوند درباره ی آنهایی که از حد و مرز الهی تعدی می نمایند و تجاوز می کنند می فرمایند:
]وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ [ (الطلاق: 1) یا می فرمایند: ]يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ [ (الحجرات: 1) آنهایی که راست رو نه بوده اند و در مقابل دین شان بی خیالی نشان داده اند،خداوند متعال می فرمایند: ] قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيراً وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ [ (المائده:77) چون یهودیان می گفتند: عزیر پسر الله است! مسیحیان نیز می گفتند: عیسی پسر الله است ! ] وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ [ (التوبه:30)
سر انجام این غلو و انحراف در دین این بود که هم چنان که می بینیم اهل کتاب(یهودی و مسیحیان) به یکباره وبه طور کلّی گمراه شدند. مثل آنی که عالمان و راهبان آنها مرتکب می شدند: ] وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ [ (الحدید: 27)
شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله) می فرماید: ] والنصارى أكثر غلوا في الإعتقادات و الأعمال من سائر الطوائف وإياهم نهى الله عن الغلو في القرآن [ یعنی: مسیحیان بیشتر از دیگران در مسائل اعتقادی و رفتار و اعمال شان زیاده روی می کردند، همین سبب شده تا الله
I در قرآن، از غلو و زیاده روی نهی فرمایند.پیامبر گرامی اسلام
r می فرمایند: ] لا تشَدِّدُوا على أنفسِكُم فَيُشَدِّدَ اللهُ عليكُمْ ، فإنَّ قومَاً شَدَّدُوا على أنفسهم فشَدَّدَ اللهُ عليهم فتلك بقاياهم في الصَّوامِعِ والدياراتِ رُهْبانيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عليهم [ أبو داود عن أنس.بر خود سخت گیر نباشید، مبادا خداوند بر شما سخت بگیرد. چون گروهی بودند که برخود سخت گیر بودند و الله
I نیز بر آنها سخت گیر شد، آنهایی که هم اکنون نیز در کلیسا ها و پرستشگاه ها مانده اند (و مشغول عبادت خود ساخته اند) و بدعت انجام می دهند، بدانید که ما آن عبادت ها را برایشان قرار نداده ایم.زیاده روی در فرموده و حدیث رسول الله
rپیامبر اکرم
r می فرماید: : ]ايَاكُم والغُلُوَّ فإنَّ اهلَكَ مَنْ كانَ قَبْلَكُم مِنْ غُلُوِّهِم في الدِّينِ[ آگاه باشید که در دین زیاده روی نکنید به راستی آنهایی که قبل از شما در دین زیاده روی کردند هلاک شدند.سه شخص به خدمت رسول اکرم
r آمدند، و از حال ایشان پرسیدند.سپس گفتند:این همان پیغمبری است که خداوند متعال همه ی گناهانش را آمرزیده. یکی از آنها گفت من همیشه روزه می گیرم . دومی گفت من همیشه و مدام درحال نماز خواهم بود. دیگری گفت من اصلاً زن نخواهم گرفت. پیامبر اکرمr فرمودند: به خدا قسم من روزه می گیرم و گاهی هم نمی گیرم، زن می گیرم و ازشان هم دوری نمی گزینم . شبها به عبادت مشغول هستم و گاهی هم می خوابم . هر کس از سنت من روی بگرداند از ما نیست.عبد الله بن ابي العاص
t به خدمت رسول اکرم r آمد و گفت: یا رسول الله من می خواهم هر روز یک بار قرآن را ختم کنم، رسول اکرم r فرمودند: برای شما سخت است، هر ماه یک بار کافی است. او هم جواب داد من بیشتر از آن توانایی دارم. پیامبرr فرمودند: خوب سعی کن هفته یا یک بار قرآن را ختم کن. عبدالله بن ابن عاص جواب داد من بیشتر از آن می توانم . پیامبر r فرمودند: خوب سعی کن هر سه روز یک بار قرآن را ختم کنی.... او هم بر اساس توصیه ی رسول اکرمr هر سه روز یک بار قرآن را ختم می کرد. ولی زمانی که به سن پیری رسید این کار را با زحمت انجام می داد! به همین خاطر می گفت: ای کاش به فرمایش رسول اکرم r توجه می کردم! الان هم نمی توانم توصیه ی ایشان را نادیده بگیرم. چون نمی خواهم گفته ی ایشان را ترک کنم و مخالفت بورزم..... این کار عبدالله بن ابی عاص t، خود نوعی غلو(زیاده روی و سخت گیری برخود) در دین خدا بود.روزی رسول الله
r فرمودند : ] ايها الناس انَّ اللهَ فَرَضَ عليكُم الحَجَّ فحُجُّوا [ای مردم خداوند حج را بر شما فرض نموده پس آن فریضه را به جا بیاورید. در این لحظه عکاشه که یکی از اصحاب رسول اکرم r بود بلند شد و گفتند: هر ساله ای رسول خدا؟؟ رسول اکرم r سکوت کردند. سه بار این سوال را از ایشان پرسیدند.سپس رسول اکرم r فرمودند:] ذَرونِي ما تَرَكْتُكُمْ إنَّما اهْلَكَ الذين كانوا مِنْ قَبْلِكُم واختِلافُهُم على انبيائهم لو قلتُ نعم لَوَجَبَتْ ولمَّا اسْتَطَعْتُم [ به حدی که برایتان به جا گذاشته ام و بس. امتهای قبل از شما هلاک شدند و با پیامبرشان اختلاف پیدا کردند.اگر بگویم آری ببینید که بر شما واجب می شود شما نیز نمی توانید آنرا به جا بیاورید.
دو قطعه زمین بودند که یکی بلند و دیگری کم ارتفاع تر.زمین بلند ارتفاع مال زبیربن عوام
t بود و دیگری مال یکی از انصار بود. رسول اکرم r به زبیر بن عوام فرمودند: زمین خود را آب بده. سپس آب را برای زمین شخص انصاری هدایت کن. شخص انصاری که این را شنید گفت: چه طور،زبیر پسر عموی توست ؟؟ رسول اکرم r فرمودند: که این طور شد ای زبیر بعد از آبیاری زمین خود آب را قطع کن.... سپس این آیه نازل شد که می فرماید:]فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ [ (النساء: 65)
از انس بن مالک
t روایت شده که می فرماید: روزی پیغمبر r وارد مسجد شد و دید که ریسمانی را به دو پایه از ستون های مسجد بسته بودند فرمودند این چیه ؟ گفتند این طناب زینب است، زمانی که خسته می شود به کمک آن خودش را نگه می دارد. رسول اکرم r فرمودند: بازش کنید، تا زمانی که توانایی دارد ایستاده نماز بخواند و زمانی که خسته شد بنشیند. (رواه البخاری)زیاده روی در دین بعد از زمان پیامبر گرامی اسلام
rجعد بن درهم می گفت: ( ولم يكلم الله موسى تكلما ولم يتخذ ابراهيم خليلا )
یعنی خداوند پروردگار با موسی حرف نزده و ابراهیم هم خلیل الله نبوده!!
خالد بن عبدالله القیری هم به او گفت هنوز هم بر این گفته پایبندی؟ گفت: آره !!
خالد بن عبدالله القیری جعد ابن درهم را گرفت و تا روز عید قربان زندانی کرد.روز عید قربان وی را آورد و در کنار منبر بست، وبه مردم گفت : ( چحّوا تقبَّڵ اللهُ چحایاكم فإنِّی مُچَحّ ٍ بالجعد بن درهم ) یعنی قربانی های تان را ذبح کنید خداوند از تان قبول فرماید من هم جعد بن درهم را سر می برم .سپس پائین آمد و در داخل مسجد وی را ذبح کرد.
انواع غلو
زیاده روی در تفکر و اعتقاد
[ ( الغلو الكلى الإعتقادى ) ] مثل آنهایی که در پیشوایان شان غلو و زیاده روی نموده و آنها را معصوم می دانند. و یا آنهایی که از جوامع مسلمانان و برنا مه ی های آنها دوری می نمایند ... خصوصاً دوری از مسلمانانی که همراه و موافق ایده و تفکر آنها نیستند. به اتهام و بهانه ی اینکه آنها مبتدع بوده و نزدیکی و تعامل، رفتار و همنشینی و همکاری با آنها گناه محسوب می گردد.!!
به تاکید زیاده روی در اعتقاد بدترین و ناپسند ترین نوع غلو می باشد.چون در واقع مسیر را برای اختلاف و تفرقه و دوگانگی و دسته دسته شدن جامعه ی اسلامی هموار می سازد. عداوت و کینه را در بین مسلمانان گسترش می دهد. سرانجام و عاقبت (خوارج و معتذله) را ببینید که به چه دردی مبتلا شدند.به خصوص خوارج که رسول اکرم
r حکم کشتن و سفارش کشتن آنها را دادند که تا روز قیامت هم نمونه و امثال آنها باقی خواهد ماند.چگونه باید غلو را شناخت
1- آنچه لازم است از فقه و نصوص شرعی:
مثلا تفسیر نمودن نصوص با تفسیری محکم و تند که با دیگر نصوص در تضاد باشند یا جدال و بحث بیش از حدّ پیرامون مسئله ای یا واژه و کلمه ای که خداوند متعال بندگان را مکلّف و ملزم به دانستن آن ننموده است. مثلاً روزی عمر بن خطاب
t هی می آمد و می رفت و با خود می گفت: می دانی( ربا) چیست؟ پس از مدتی به خود آمد و گفت: ای عمر تو چه کار داری به دانست آن؟!! تو مکلف هستید آنچه را که می دانید جا به جا و اجرا کنی و بس.2- آنچه لازم است از احکام
مثل ملزم نمودن بندگان به انجام کاری که خداوند آن را واجب نکرده است.یا تحریم حلال هایی که خداوند برهمه ی مسلمانان حلال نموده. و یا ترک بعضی از اعمال و کارهای ضروری از قبیل: خوردن و آشامیدن و یا خوابیدن وزن گرفتن و...
الله
I می فرمایند:]يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ [ (المائده:87)
یا آن زیاده روی که از پیشوایان و شخصیتهای دینی سرچشمه می گیرد.مثل آنانی که رهبران و سرکرده ها ی خود را به طور کلی قبول دارند و آنها را کامل می دانند و در مقابل، دیگران را گمراه و منحرف دانسته و راهشان را باطل تلقی می کنند، فقط به خاطر اینکه دریک خط و مشی نیستند.!!
اسباب و زمینه های زیاده روی در دین
1- الجهل: کم علمی و بی اطلاعی از قرآن و سنت و علوم شرعی، یا گفته ی علما و اندیشمندان و متفکران اسلام، زبان عربی، گذشته اسلام و بی آگاهی از مشکلات و موانع و واقع پیش رو.
2- کم و کاستی و نقص در منهج: منهج راه و روش و شیوه و سبب درک و فهم قواعد شرعی است.
3- نبود دید و نگرشی فراگیر و پر دامنه، تبعیت نمودن از(متشابهات)، اجتهاد کردن و خود را مجتهد دانستن درحالی که از اجتهاد چیزی نمی داند، برآورد نکردن تمام دلایل و شواهد برسر یک قضیه و مسئله. همین طور بحث نمودن پیرامون مسائلی که، نقد و بررسی، تفکّر و تعمق روشنفکران و عالمان را می طلبد.
این بود مختصر توضیحی درباره ی معنی و مفهوم ( الغلو)، امیدوارم که ما مسلمانان بیشتر و بیشتر از حقایق دین مان آگاه شویم و بیشتر در تلاش این امر مهم باشیم، تا بهتر بفهمیم و خود را اصلاح نماییم. منبع:اصلاح تک
بشری روزنه ای است برای تابیدن نور .نگاهی بشارت آمیز به سیر حوادث دارد ودر تلاش است مژده بخش روشنی ومحبت باشد به امید رویش ایمان در درونهای خسته ی امروزی گام نهاده وهدیه های خود را خالصانه درمعرض دیدگان می نهد .