مسآله ی بسیارمهمی که جنبش اسلامی درقبال آن باید

دارای نظریات واستراتژیهای شرعی وروشن  باشد،

مسأله حقوق غیرمسلمان وافرادسکولاردرمحدوده نظام

اسلامی است.حقوقی مانندفعالیت سیاسی،ازادی بیان،

حق تشکیل احزاب وگروها،حق آنهادرانتخابات بعنوان

انتخاب کننده ویاانتخاب شونده.اندیشمندان ونظریه پردازان جنبش های اسلامی،نصوص(کافی)راپیرامون

این موضوع دردسترس دارند که بدان تکیه واستدلال

کنند،به عنوان مثال درپیمانی که پیامبرخدا(ص)برای

تنظیم شـئون واحوال واوضاع دولت اسلامی بایهودو

مشرکین درمدینه،امضاءکردآمده است:ازیهودیانی که

درسایه نظام اسلامی زندگی کنند،باید حمایت کرد و

نبایددرحق آنان ستم شودودراین مورد کسی راعلیه

آنان کمک نخواهیم کرد »

این اصل به مثابه رکنی است که به موجب آن،روابط

یکسان وبرابری میان مسلمانان وغیرمسلمانان درحیطه

دولت اسلامی،برقرارمی شود.بنابراین«اهل ذمه»نیز،

همیشه جزءمردمان«دارالاسلام»محسوب می شود.

برای اثبات این ادعاوجوددیدگاهی واحددرقبال مجوس

واهل کتاب درسوابق حکومت اسلامی،نشانه ای واضح

وروشــن است ودرفتح«سـند»هندوستان محمدبن قاســـم

ثقفی،فرمانده لشکر،همین روش رادربرخوردبا هندوها در

پــیـش گرفت.قرآن کریم،ادعاهای منکران الوهیت،

رستاخیزونیز،سخنان مشرکین ومنافقین واستدلالهای آنان راذکرکرده وبه آنهاپاسخ داده است وپروردگاربه ما یاد

داده که چگونه باملحدین،دوگانه پرستان وباتمام ملّتها

برخوردکرده(ورفتارمان راتنظیم نمائیم) وباآنان ازروی

دلیل صحبت کنیم وهمچنین درمورد رویارویی بامشرکان

می فرماید:«بامشرکان(باتمام توانی که دارید) بامال،جان

وزبانتان،جهاد ومبارزه کنید» وحال روشن می شود که با

چه کسانی بایدبه مجادله برخیزیم؟ !

اگردرتاریخ دولتهای اسلا می وضعیت بدین قراربوده

( که حقوق هرشهروندی مراعات شده است).لذا

(شایسته وزیباست) که جریانات اسلامی هم باتمام

شهروندان،علی رغم اختلافات فکری وعقید تی،بر پایه

تضمین حقوق اجتماعی وسیاسی بشربرخورد کرد.

وبدون توجه به تعصبات پوچ وتنگ نظرانۀ محلی و

طایفه ای،باآنهارفتارکنند.

درقرآن کریم( روشنگرانه به اهمیت این موضوع پرداخته شده است ):

( خداوند شمارابازنمی داردازاینکه نیکی وبخشش کنید

به کسانی که به سبب دین باشمانجنگیده اند وازشهر و

دیارتان شمارابیرون نرانده اند،خداوندنیکوکاران را

دوست می دارد.بلکه خداوندشمارابازمی دارد از دوستی باکسانی که به خاطردین باشماجنگیده اندوشماراازشهرو

دیارتان بیرون رانده اند وبرای اخراج شماپشتیبانی کرده اند ویاری داده اند کسانی که ایشان رابه دوستی بگیرند،ظالم وستمگرند ) سوره ممتحنه / 8-9 .

«عسی الله یجعل بینکم وبین الذین عادیتم منهم موده ».

امید است خدا میان شماودشمنانتان(با توفیق دادن به اسلام

وپذیرش اسلام)پیوند محبت بر قرارسازدچرا که خدابسیار تواناست واو آمرزنده مهربان است.(الممتحنه/7

از این آیات استنباط می شود که پایه واساس

روابط مسلمانان باید براساس صلح ودوستی

باشد نه براساس اختلاف دردین وعقیده .

جهان و به ویژه حکومتها و نظامهای فرصت طلب از طرح حقوق بشر بهره برداری کرده و لذا این مساله را در سر لوحه ی برنامه های خود قرار داده و برای تحمیل ایده های خود بر دیگران و تامین منافع ویژه خویش استفاده می کنند . نمونه عملی این ادعا ، تاسیس وزارتخانه ها و یا موسساتی است که توسط برخی از نظامهای کنونی دنیا ، صورت گرفته در حالیکه عمدتا ، عناوینی بیش نیستند . زیرا اعتبار و شخصیت حقوقی هر نظام سیاسی در احترام گذاشتن به ارزش های انسانی ، ازادی و برابری میان مردم و امنیتی است که حقوق طبیعی شهروندان است . جنبش های اسلامی می تواند بنیانگذار نمادها یی باشند که از فهمی بهتر و تفسیری دقیق تر نسبت به حقوق بشر برخوردار بود و پایبند بیشتری نسبت به ان داشته باشند زیرا حقوق بشر نزد این جنبش ها جلوه ای بارز از همان دینی است که خدا را به وسیله ان می پرستد و نه کالایی که بدان تجارت کند ؛ همانطور که دیگران از ان بعنوان کالا ( در راستای رسیدن به اهداف و ارمانهایشان ) استفاده می نمایند .

منبع: چالشهای سیاسی جنبش اسلامی معاصر

تالیف:مصطفی محمد طحان- ترجمه:خالدعزیزی