برادری به خاطر خدا چیست؟
به یاد آورید نعمت خدا را بر شما آن زمانی که با هم دشمن بودید. پس خداوند میان دل هایتان پیوند داد پس شما به نعمت او برادرانی شدید).
برادری به خاطر خدا چیست؟
گردآوری: ابوخالد محمدی
«برادری به خاطر خدا» ارمغانی قدسی، درخششی ربّانی و نعمتی الهی است که خداوند متعال در دل بندگان مخلص، اولیای فرهیخته و اهل تقوا از مخلوقاتش میاندازد. چنان که در سورهی انفال میفرماید:
{لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ} [انفال 63]
(اگر تمامی آنچه که در زمین است انفاق میکردی، نمی توانستی در بین دل هایشان الفت ایجاد نمایی، ولی خداوند در بین آنها محبت و دوستی برقرار نمود).
در سورهی آل عمران میفرماید:
{وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا} [آل عمران 103]
(به یاد آورید نعمت خدا را بر شما آن زمانی که با هم دشمن بودید. پس خداوند میان دل هایتان پیوند داد پس شما به نعمت او برادرانی شدید).
همچنین برادری به خاطر خدا نیرویی ایمانی و روحی است که شناخت و درک عمیق از عاطفه، محبت، احترام و اعتماد دوطرفه و...، را در نهاد مسلمانان که پیوندهای عقیدهی اسلامی و رشتههای زرین ایمان و تقوا آنان را به هم مرتبط ساخته، قرار میدهد. همین احساس برادری بیشائبه است که در نفس انسان مؤمن، صادقانهترین عواطف پاک و خالصانهترین احساسهای پاکیزه را در دو حالت بوجود میآورد:
1- در موضعگیریهای مثبت مانند همیاری، از خودگذشتگی، ترحم، گذشت، مهلت دادن، تکافل اجتماعی و...
2- در موضعگیریهای منفی از قبیل پرهیز از هر چیزی که به نفس، مال، ناموس و کرامت انسانها ضرر برساند. بنابراین برادری دینی، صفتی است ملازم ایمان و یک ویژگی اخلاقی است که همواره با تقوا دمساز است؛ چراکه هیچ برادریی بدون ایمان و هیچ ایمانی بدون برادری نیست. همانگونه که راستگویی بدون تقوا و تقوای بدون راستگویی وجود ندارد.
دلیل مسأله نخست فرمودهی خداوند در سورهی حجرات است که میفرماید:
{إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}
(تنها مؤمنان با هم برادرند)
دلیل مسأله دوم قول خداوند در سوره زخرف است که میفرماید:
{الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ} [زخرف:67]
(دوستان در آن روز دشمن یکدیگر خواهند بود به جز پرهیزکاران).
جای هیچگونه تردید نیست که دوستیها و برادریها وقتی که جدا از ایمان باشند، سرانجام بر سر مصالح ذاتی و منافع شخصی به هم میخورند و هنگامیکه صداقت از جامهی تقوا بیرون آید، به محض پیدایش اولین کشمکش در دنیا و مصالح شخصی، دشمنی و کدورت در دلها پایهریزی خواهد شد و اگر در وجود یک نفر ایمان و تقوا باشد، در صورتی که شیوهای از اخوّت صادقانه و صداقت خالصانه از جانب او بروز نکند، مسلّماً آن ایمان ناقص و آن تقوا ادعایی بیش نیست؛ زیرا پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی که شیخین (بخاری و مسلم) روایت کردهاند، میفرماید:
«لا یؤمن أحدکم حتی یحب لأخیه ما یحب لنفسه»
(ایمان هیچیک از شما کامل نمیشود، مگر اینکه آنچه را که برای خود میخواهد برای برادرش نیز بخواهد).
نفس انسانی اگر بر پایه ایمان استوار و آمیخته با تقوا باشد، به مجرد برخورد با کسی که از نظر ایمان و تقوا همانند اوست، در اولین لحظات دیدار در وجود خود محبت و مؤانستی درک مینماید و در نخستین پرتو های آشنایی احساس صفا و آرامش به او دست میدهد. به علاوه روح آن دو به گونه ای با هم میآمیزند گویی که روحی واحد اند و دلهایشان چنان همدیگر را جذب می نمایند گویی که تنها یک قلب هستند. آن هنگام است که محبت در رگ هایشان می تپد و علاقه برادری در خونشان جریان مییابد و مهر و مودّت در چهره هایشان میدرخشد.
اما نفسی که بنیادش بر فساد و پلیدی باشد، در همان لحظات اولیه برخورد با نفس مؤمنهی مطمئنه، به هیچ حال برایش ممکن نیست که با او کنار آید؛ زیرا آن دو در اصل با هم نا آشنا، در ریشه با هم مخالف و از لحاظ روحی با هم در بیگانگی و تنافر اند. در اشاره به همین معانی حدیثی است که شیخین از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کردهاند که فرمود:
«الناس معادن كمعادن الذهب والفضة خیارهم في الجاهلیة خیارهم في الاسلام إذا فقهوا والأرواح جنود مجندة فما تعارف منها ائتلف وما تناكر منها اختلف»
(انسان ها معدنهایی همانند معادن طلا و نقره هستند؛ برگزیدهترین آنان در جاهلیت، برگزیدهترینشان در زمان اسلام است: آن زمانی است که از دین آگاهی یابند. ارواح انسانها همچون لشکریان به هم پیوسته هستند. آنان که همدیگر را بشناسند، با هم مأنوس شده و آنان که همدیگر را نشناسند، از هم جدایی میگزینند).
ای برادران ایمانی! این بود حقیقت برادری و محبت خدایی و چنانکه گفتیم، آن حقیقت هدیهای است از جانب خدا در دلهای آراسته با ایمان و اخلاص، و قوه ای ایمانی و روحی است که با نفوس مزیّن به ایمان پیراسته با تقوا ارتباط دارد.
پس ای جوانان مسلمان! در این تنگنای تفرقه بعد از آنکه این نشانهها برایتان روشن شد و این حقایق در برابر چشمانتان آشکار گردید، چه مسؤلیتی به عهده شماست؟ مگر نه این است که یکپارچه و متحد به بارگاه اخوّت الهی پناه آورید و دلهایتان به معنای آن استوار گردد و نفسهایتان در آن ذوب شود تا در میان خودتان مهربان و بسیار با ترحم و در مقابل دشمنان، سختگیر و با اقتدار ظاهر شوید. حال آنکه به پیشتازان امّت اسلامی یعنی اصحاب رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) اقتدا کردهاید؛ آنانی که خداوند در بیان فضیلتشان میفرماید:
{مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ} [فتح: 29]
(محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، بسیار بر کافران سختگیر و در میان خودشان بسیار با مهر و محبت می باشند).
◄ فضایل اخوّت اسلامی:
اینک دسته گلی معطر و خوش بو از گلستان تعبیرات نبوی در بیان منزلت برادری دینی و مقام بلند برادران در پیشگاه خداوند را به شما تقدیم میداریم:
1- چهره هایشان نورانی است؛ ابوداود از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که فرمود:
«ان من عباد الله لاناسا ما هم بأنبیاء و لا شهداء یغبطهم الأنبیاء و الشهداء یوم القیامة بمکانهم من الله تعالی»، قالوا: یا رسول الله تخبرنا من هم؟ قال: «هم قوم تحابوا بروح الله بینهم علی غیر أرحام بینهم ولا أموال یتعاطونها والله إن وجوههم لنور وإنهم لعلی نور لا یخافون إذا خاف الناس ولا یحزنون إذا حزن الناس»
(از جمله بندگان خدا کسانی هستند که نه از پیامبرانند و نه از شهیدان، اما پیامبران و شهیدان به منزلتشان در نزد خدا غبطه می خورند، گفتند: ای رسول خدا به ما بگو آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: آنان قومی هستند که به خاطر خدا همدیگر را دوست می دارند، بدون اینکه میانشان عقد خویشاوندی باشد و بدون اینکه مالی به همدیگر اهدا نمایند. به خدا سوگند! که چهره هایشان نورانی است و آنان بر نور و روشنایی هستند. نمی ترسند وقتی که مردمان می ترسند و اندوهی ندارند. زمانی که مردمان اندوهگینند).
2- گناهانشان مورد بخشایش است؛ طبرانی از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده است که فرمود:
«إن المسلم إذا لقی أخاه المسلم فأخذ بیده، تحاتت عنهما ذنوبهما کما تتحات الورق عن الشجرة الیابسة في یوم ریح عاصف»
(شخص مسلمان هرگاه به برادر مسلمانش رسید و از روی محبت دستش را گرفت گناه هر دو می ریزد، همانگونه که در یک روز طوفانی برگ از درخت خشکیده می ریزد).
3- در قیامت زیر سایه عرش خداوند هستند. امام مسلم رضی الله عنه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که فرمود:
«إن الله تعالی یقول یوم القیامة: أین المتحابون بجلالي الیوم أظلهم فی ظلي یوم لا ظل الا ظلي»
(خداوند تبارک و تعالی در روز قیامت میفرماید: کجایند آن کسانی که به خاطر من همدیگر را دوست داشتند؟ آنان را در سایهی خود قرار می دهم، روزی که هیچ سایهای به جز سایهی من نیست).
4- در جوار محبت الهی به سر میبرند. امام مالک رضی الله عنه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که خداوند متعال میفرماید:
«وجبت محبتي للمتحابین في والمتزاورین في والمتباذلین»
(محبت خود را واجب کردم در حق کسانی که بخاطر من همدیگر را دوست دارند و به دیدار یکدیگر میروند و به هم بذل و بخشش دارند).
همچنین مسلم از پیامبر روایت میکند که فرمود: «مردی که به قصد دیدار برادر دینیاش در حال رفتن به روستایی بود، خداوند در گذرگاه او فرشتهای را در سیمای انسانی نورانی قرار داد که از او پرسید: کجا میروی؟ مرد در جواب گفت: به این روستا میروم تا برادر دینیام را زیارت کنم. پرسید: آیا بر او حق و نیازی داری که برآورده کند؟ گفت: نه! فقط به خاطر خدا او را دوست دارم. فرشته در ادامه میگوید: مژده باد تو را! من فرستادهی خدا هستم و آمدهام تا به تو مژده دهم که خداوند تو را دوست دارد، چنان که تو به خاطر خدا او را دوست داری».
5- در بهشت خدا و در سایه رضامندیش قرار دارد. امام ترمذی از رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت میکند که فرمود:
«من عاد مریضاً أو زار أخاً في الله ناداه مناد بأن طبت و طاب ممشاك و تبوأت من الجنة منزلاً»
(کسی که از بیماری عیادت کند و یا به زیارت برادری دینی برود، منادی غیب او را بشارت میدهد که، بدان تو در زمرهی نیکان قرار گرفتی، رهگذرت پاکیزه و روشن شد و منزلی از منازل بهشت را برای خود مهیا ساختی).
برادران مسلمان! آنچه را که گفتیم، نمونههایی از مهمترین فضایل دنیوی و اخروی است که شامل حال همهی کسانی میشود که تلاش میکنند برادروار در زمرهی بندگان الهی باشند و در سایهی روحافزا و بهشتآسای آن، به سعادت جاودانی دست یابند و پیوسته از نور ایمان بر چهرههایشان بدرخشد و گناهانشان بریزد، همانطور که برگهای خشکیده درخت در یک روز طوفانی پراکنده میشوند.
خدا در روز قیامت آنان را در سایهی عرش خود قرار میدهد و در فیوضات محبتش مستغرق مینماید و آنان را در گسترهی بهشت جاودان سکنا میدهد و همان افرادی هستند که حلاوت ایمان را در وجود خود احساس میکنند.
مسلمانان چقدر باعظمت و بزرگوارند، هنگامی که از روی محبت با هم دست میدهند و بر مبنای روابط اخوّت اسلامی با هم ملاقات میکنند. به راستی که چقدر منزلتشان نزد خدا رفیع و در ملأ اعلی مقامشان عالی است، آنگاه که در راه برادری، همبستگی و محبت در حرکتند.
◄ شرایط برادری دینی
برای اخوّت اسلامی شرایط و پایه هایی هستند که عقد برادری بدون آنها انتظام نمییابد و ممکن نیست مقبول خداوند واقع شود، مگر اینکه مسلمانان راه آنها را در پیش گیرند و بهترین نوعشان را اتخاذ نمایند. ما هم اکنون اهمّ شرایط و روشنترین مواد اساسی برادری اسلامی را بر شما امّت مسلمان معروض میداریم.
الف- برادری اسلامی باید خالصانه به خاطر خدا باشد و این امر امکان پذیر نیست، مگر اینکه آنها از حرص مصالح ذاتی به دور باشند. باید از جلب منافع شخصی دست بردارند؛ زیرا تنها در آن صورت است که اخوت اسلامی میوههایش را عطا مینماید و ثمرات و آثار مثبتش در جامعه تحقق مییابد. یکی از دلایل خالصانه بودن محبت، روایت امام مسلم است که قبلا درباره دیدار مخلصانه شخصی از برادر دینیاش نقل گردید.
ب- برادری اسلامی باید همراه با ایمان و تقوی باشد و این مستلزم آن است که فرد مسلمان از میان دوستان، اهل ایمان را انتخاب نماید و از میان اهل ایمان پاکترین و باتقواترینشان را اختیار کند. از دلایل این امر فرمودهی خداوند است که میفرماید:
{ألأ خلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین}
(دوستان در آن روز دشمنان همدیگرند مگر اهل تقوا).
ابوداود و ترمذی از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کردهاند که پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«لا تصاحب إلا مؤمناً و لا يأکل طعامك إلا تقي»
(با کسی جز انسان مؤمن رفاقت مکن و بکوش که جز اهل تقوا کسی طعامت را نخورد).
همچنین ابوداود و ترمذی از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«المرء علی دین خلیله فلینظر أحدکم من یخالل»
(هر شخصی به دین دوست خود است پس هر یک از شما مواظب باشد که با چه کسی دوستی میکند).
البته اگر دوستی بر این منوال باشد، از کوههای بلند استوارتر، و از ساختمانهای رفیع پایدارتر خواهد بود به علاوه ممکن نیست حوادث شبها آن را به لرزه درآورد و مصائب روزگار، تار و پودش را از هم گسیخته نماید.
ج- در اخوت اسلامی التزام به منهج اسلام شرط است.
این امر هنگامی امکانپذیر است که آن دو نفر متعهد شوند که شرایع و قوانین الهی در میانشان حکم فرما باشد و در همه حال به سنت پیامبر رجوع نمایند. چنانکه رسول خدا در حدیث «رجلان تحابا في الله اجتمعا علیه و تفرقا علیه» به همین معنی اشاره فرمود: یعنی هر دو متعهد شوند که در جمع شدن و جداییشان خدا را سرلوحهی زندگی خویش قرار دهند. به همین خاطر هرگاه دو نفر از اصحاب رسول خدا به هم میرسیدند، از یکدیگر جدا نمیشدند، تا اینکه یکی از آنان بر دیگری سوره عصر را قرائت مینمود. سپس به هم سلام میکردند و میرفتند.
آنان با این کار میخواستند بگویند که هر دو به منظور التزام منهج اسلامی و انجام عمل صالح توصیه به حق و توصیه به صبر متعهد شدهاند و با هم پیمان بستهاند که همواره از امتی باشند که بر دین اسلام پایدار است.
د- اخوت اسلامی لازم است که همراه با نصیحت و خیرخواهی باشد.
به طور مسلم تحقق یافتن این امر بسته به آن است که انسان نسبت به برادر مسلمانش همچون آینه باشد. بدین معنی که هرگاه یکی از آنان از دیگری کار نیکی را مشاهده نمود، او را به ادامهی آن کار تشویق کند و اگر از او نقص و خللی دید، مخفیانه نصیحتش کند و او را به توبه و بازگشت به راه حق و هدایت وادار نماید.
رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) بر سر همین نصایح خالصانه بود که با اصحاب گرانقدر خویش بیعت فرمود تا در هر مکانی که هستند و به هر جایی که سفر میکنند، سعی نمایند که در میان جامعهی داعیان حق، راهنمایان خیر و دعوتگران به سوی خدا باشند. چنانکه شیخین از جریر بن عبدالله روایت کردهاند که فرمود:
«بایعت رسول الله علی اقام الصلاة و إیتاء الزکاة والنصح لکل مسلم»
(با رسول خدا بر سر اقامهی نماز و ادای زکات و نصیحت برای هر مسلمانی بیعت کردم).
همچنین هرگاه برنامههای اخلاقی پیامبر را در نظر میگیریم، میبینیم که آن حضرت همه مسلمانان را ملزم ساخته که درباره خدا، کتاب خدا، رسول خدا، ائمه مسلمین و عامه ایشان، ناصحی خیرخواه و امین باشند.
امام مسلم از پیامبر روایت میکند که فرمود:
«الدین النصیحة»، قلنا لمن یا رسول الله؟ قال: «لله و لکتابه و لرسوله و لأئمة المسلمین و عامتهم»
(دین همان نصیحت است. گفتیم: ای رسول خدا! برای چه کسی دین نصیحت است؟ فرمود: برای خدا، کتاب خدا، رسول خدا، ائمه مسلمین و عامه ی آنان).
حال این سؤال پیش میآید که اگر طرف مقابل به پند و نصیحت اهمیتی نداد، وظیفه دیگران چیست؟ هنگامی که اندرزهای حکیمانه به قصد بر حذر داشتن شخصی از اعمال ناروایی که مصرانه بر آن اقدام مینمود، مؤثر نبود در آن صورت، بر مسلمان واجب است که او را ترک نماید، تا آنگاه که سرانجام به سوی حق باز گردد و به جانب رشد و معرفت روی آورد.
اگر همچنان بر فسق و تباهی خویش پابرجا بود بر انسان مؤمن است که تا ابد ترکش نماید و این ترک و هجران مطمئن ترین عروهی ایمان است؛ زیرا که چنین کاری جز به خاطر خدا نیست. و این امر دلایلی بسیار دارد.
به عنوان مثال، امام بخاری دربارهی ترک مصاحبت با گناهکاران از کعب که با جمعی در تبوک از فرمان رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) سرپیچی نموده بود روایت میکند که گفت:
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) اصحاب را از سخن گفتن با ما نهی فرمود و پنجاه شبانه روز را ذکر نمود. سرانجام کارمان به آنجا رسید که زمین با آن همه وسعت و گستردگی بر ما تنگ شد. حتی از وجود خودمان هم به تنگ آمدیم. هیچ یک از مردم حاضر نبودند که با ما سخن بگویند و یا با ما بنشینند، تا وقتی که خداوند در قرآن پذیرش توبهی ما را اعلام فرمود.
سیوطی روایت میکند که حضرت عبدالله ابن عمر تا وقتیکه وفات یافت، با یکی از پسرانش سخن نگفت؛ زیرا به حدیثی که از رسول خدا برایش روایت نمود، گردن ننهاد. در آن حدیث پیامبر مردان را از اینکه مانع رفتن همسرانشان به مسجد شوند، نهی مینماید.
برادران مسلمانم! از مطالب فوق معلوم میگردد که یکی از اهداف مهم و اساسی قطع رابطه با دوستان، آن است که به عنوان مجازاتی بازدارنده و تأدیبی موقتی مورد استفاده قرار گیرد، مانند ترک متخلفین غزوهی تبوک به مدت پنجاه شبانه روز.
البته این قضیه در مورد گناهکارانی است که به دین اسلام معتقدند و به شریعت اسلام ایمان دارند، اما دربارهی ملحدی که کفر و الحادش را اعلام میدارد و یا یک نفر از اهل ردّه، مسأله به شیوهای دیگر است؛ چرا که تبرئه از چنین کسانی و قطع رابطه با آنان از واضحترین مقتضیات ایمان و از بارزترین توجیهات قرآنی است. گرچه آن شخص ملحد یا مرتد پدر، برادر یا فرزند باشد. چنانکه خداوند در سوره مجادله میفرماید:
{لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ...} [مجادله:22]
مردمانی را نخواهی یافت که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، ولی کسانی را به دوستی بگیرند که به خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیده باشند. هرچند که آنان پدران یا پسران یا برادران و یا قوم و یا قبیلهی ایشان باشند.
همچنین در سوره توبه میفرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [توبه: 23]
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر پدران یا برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دادند، آنها را دوستان و یاوران خود نگیرید و هرکس از شما که آنان را دوست و یاور خود نماید، بیتردید از ستمگران خواهد بود.
ه- برادری اسلامی لازم است بر اساس مشارکت در غم و شادی باشد:
بدین معنی که انسان مسلمان در خوشحالی برادرانش خوشحال و در غم و نگرانی آنان اندوهگین و نگران باشد. دین مقدس اسلام مشارکت و همدردی را بین همه مسلمانان، در شادی و گرفتاریها، امری واجب و لازم الاجرا قرار داده، بدیهی است که در حق برادران دینی واجبتر و ضروریتر خواهد بود؛ زیرا آنانکه به خاطر خدا با هم دوستی و برادری دارند با هم پیمان بستهاند که در گفتار و کردارشان به منهج اسلام پایبند باشند و در امور کلی و جزئی خود را با شریعت الهی تطبیق دهند و هیچکدام از آنان به اندازهی نوک سوزنی از خواسته ها و دستورات دین تخلف ننماید و در برنامهی زندگی ذرهای از دایرهی قوانین الهی خارج نشود. توصیههای اسلامی در زمینه روابط اجتماعی در ادامه میآید:
«المسلم أخو المسلم لا یظلمه ولا یسلمه من كان في حاجة أخیه کان الله في حاجتة ومن فرج عن مسلم کربة فرج الله عنه بها کربة من کرب یوم القیامة ومن ستر مسلما ستره الله یوم القیامة»
(مسلمان برادر مسلمان است. به او ظلم نمیکند و او را تسلیم دشمن نمینماید. هرکس نیاز برادر مسلمانش را برآورده نماید، خداوند نیازهایش را برآورده مینماید و هر کس مشکل برادر ایمانیش را بگشاید (برطرف نماید)، خداوند به خاطر آن، مصیبتی از مصائب روز قیامتش را برطرف مینماید و هر کس عیب مسلمانی را بپوشاند، خداوند در روز قیامت عیبهایش را میپوشاند).
«مثل المؤمنین في توادهم وتراحمهم وتعاونهم مثل الجسد اذا اشتكی منه عضو تداعی له سائر الجسد بالسهر والحمی»
(مثل مؤمنان در محبت و مهر ورزی نسبت به همدیگر همانند تن است که هرگاه عضوی از آن درد گرفت، سایر اعضای بدن با همکاری و تب همصدای او می شوند).
ناگفته پیداست وقتی که اسلام این گونه همهی مسلمانان را مخاطب قرار میدهد، مسلّماً آنهایی که به خاطر خدا با هم دوستی و محبت دارند، اولین کسانی هستند که مشمول این خطاب خداوندی خواهند بود؛ زیرا که آنان به مطابقت و همسویی با اصول و مبادی شریعت و پایبندی به احکام نظامی اسلام شایستهترند.
برادرانم چنانکه یادآور شدیم، با توجه به ویژگیهای اخوّت اسلامی از جمله: آراسته بودن به جامهی اخلاص، همراه بودن با ایمان و تقوا، التزام به منهج اسلام، پایبند بودن بر پند و خیرخواهی، مشارکت در رنج و شادی و در مجموع به دلیل متصف بودن به این صفت ها و اتخاذ شرایط یاد شده، واضح و روشن است که برادری اسلامی هیچ گاه تحت تاثیر حوادث شبها قرار نمیگیرد و از مصائب روزگار در امان خواهد بود و همواره مانند جهان هستی بر دوام، چون کوه پابرجا، مانند خورشید تابناک و همچون شب و روز در تجدد و تکرار است.
◄ شیطان در پی فرد تنهاست
تجربه نشان داده است که انسان مسلمان نمیتواند در هر دو محور اصلاح نفس خویشتن و دعوت دیگران با قدرتی یکسان، پیوسته و مداوم عمل کند جز در یک حالت، و آن وجود محیط سالم و جمع پاک و بی آلایش است که در آن فکرها در هم میآمیزند و برای اصلاح خویشتن و دعوت دیگران سخت تلاش میکنند...
در این جمع انسان مسلمان زندگی میکند و از آن تأثیر میپذیرد، اخلاق نیکو و کردار پسندیده را میآموزد و به دیگران یاد میدهد. وجود این چنین جمعی ضروری است هرچند که فقط از دو نفر تشکیل شده باشد.
«الشیطان مع الواحد و هو مع الإثنین أبعد» . رواه ترمذی
زیرا شیطان (همیشه) در پی فرد تنهاست و (کید او) از دو نفر دورتر است.
«و إنما یأکل الذئب من الغنم القاصیة» . رواه ابوداود
(در حقیقت گرگ گوسفندی را میخورد که از گله دور شده باشد).
در این باره رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده است: چه بسا جوانانی که به سبب تکروی (و کنارهگیری از جمع) دچار سرگشتگی میشوند.... حال بنگریم که خداوند متعال چگونه این امر مهم را به رسولش سفارش میکند:
{وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا} [کهف:28]
(با کسانی باش که صبحگاهان و شامگاهان خدای خود را فرا میخوانند و رضای او را می طلبند، و چشمانت از ایشان (به سوی ثروتمندان متکبر) برای جستن زینت زندگانی دنیا برنگردد و از کسی فرمان مبر که دل او را از یاد خود غافل ساختهایم و او به دنبال آرزوی خود روان گشته است و همهی امورش افراط و تفریط بوده است).
◄ ضرورت برادر دینی
باید دانست رشتهای که این افراد را هرچند دو نفر باشند به هم پیوند میدهد، بعد از عقیدهی صحیح اسلامی، باید رشتهی برادری دینی باشد... معانی محبت به خاطر رضای خداوند در بین آنها شکل میگیرد مراحل این محبت را یکی پس از دیگری میپیمایند تا به جایی میرسند که سلف صالح بدان رسیده بودند.
اگر یکی از آنها لقمهای در دهان برادر دینی اش مینهاد، حلاوت و مزه اش را در دهان خود مییافت هرگاه به مال نیاز پیدا میکرد، بدون اجازه دست در جیب برادر دینی اش میکرد... و هرگاه برادرش از وی دور میشد گویا که چیز ارزشمندی را گم کرده است... اگر نهال این علاقه و ارتباط در دل کاشته و از آن به خوبی پاسداری شود تا تنومند گردد و میوه بدهد، نور و نجات روز رستاخیز خواهد بود.
پروردگارشان در روز قیامت آنان را با این ندای شیرین فرا میخواند:
«أین المتحابون بجلالي؟ الیوم أظلهم فی ظلي یوم لا ضل إلا ظلي» [رواه مسلم]
(کجایند آنان که به خاطر جلال و عظمت من همدیگر را دوست داشتند؟ امروز سایهی خود را بر آنان میگسترانم روزی که سایهای جز سایهی من نیست).
در زمینهی اصلاح نفس، افراد همدیگر را در انجام امور عبادی ترغیب کنند؛ اموری همچون: حفظ و تلاوت قرآن کریم، روزههای نافله، شب زنده داری و سحرخیزی، پایبندی به نمازهای جماعت، محاسبهی نفس، مطالعه و بالا بردن سطح معلومات، دیدار قبور، شرکت در کلاسهای دروس علمی و...
اهمیت حضور در جمع بدان سبب است که هر کسی میتواند با خود خلاف وعده کند اما سخت است که با دیگران خلاف وعده کند، برای روشنتر شدن مسأله مثالی ذکر میکنیم:
یکی از ما می خواهد برای پند و عبرتگیری، جلای دل و یادآوری احوال آخرت، به قبرستان برود... هنگامی که وقت رفتن میرسد، میبینیم که هر روز کار را به فردا موکول میکند، و سبب این نرفتنها همه بهانهتراشی ها و استدلالهای نفس ماست.
اما اگر با یکی از دوستان دربارهی این رفتن در روز مشخصی قرار میگذاشتیم بر ما سخت میبود که خلف وعده کنیم و بدون تردید جمع شدن و گرد هم آمدن برای طاعت خداوند عزوجل نه تنها خالی از سود و فایده نیست بلکه سرشار از خیر و برکت است.
اگر کاری را فراموش کنم، برادر دینیام آن را به من یادآوری میکند و اگر آن را به خاطر آوردم، در انجام آن به یاری ام میشتابد و به همین دلیل است که نفس ما نیازمند پیروی و متابعت است و اصحاب رسول خدا در این باره برای ما الگو و سرمشق هستند. مثلاً: عبدالله بن رواحه و معاذ بن جبل و دیگر اصحاب هرگاه یکی از اصحاب را میدیدند که همتش ضعیف شده است، با مهربانی و خلوص به او میگفتند: با ما بنشین تا مدتی بیاساییم... پس احوال خود را با هم میگفتند و همدیگر را سفارش میکردند و با ارادههای راسخ و همتهای استوار از هم جدا میشدند، و گفتهی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) دربارهی آنان تحقق پیدا میکرد:
«... ورجلان تحابا فی الله، اجتمعا علیه وتفرقا علیه»
(دو تن که به خاطر خداوند همدیگر را دوست داشتند و با این حب گرد هم آمدند و با همان حب از همدیگر جدا شدند).
پویندهی این راه باید به یاد داشته باشد که این راه بس طولانی است، پس باید با گامهایی استوار و مطمئن در این راه برود و قبل از اینکه قدم بگذارد جای پای خود را در نظر بگیرد و نباید گل را قبل از اینکه بشکفد، یا میوه را قبل از آنکه برسد، بچیند.
اکنون پس از درک دوری مسافت و مشکلات راه، رهروان باید سیاست صبر جمیل را در پیش گیرند، زیرا در نظر گرفتن زمان جزئی از علاج کار است و گام نهادن در راه خداوند متعال تجارتی کوتاه مدت نیست، یعنی [اینگونه نیست که] در مدت زمان کوتاهی سود هنگفتی به دست آوری یا در غیر این صورت آن را ترک کنی و به تجارت پر رونق تر و پر سودتر روی آوری.
این برای ما کافی است که مانند پلی باشیم که آیندگان بر ما عبور کنند و همین ما را بس که با عنایت و فضل خداوند متعال به وعدههای او برسیم، هرچند وعدهی دیگر او (استقرار دین الهی در زمین) به تأخیر بیفتد...
بیایید با هم در این آیه که خداوند متعال تجارت پر سود را توصیف میکند بیندیشیم:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ-تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ-يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} [صف:10-12]
(ای مومنان،آیا شما را به معاملهای رهنمون سازم که شما را از عذاب بسیار دردناک دوزخ رها سازد: به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا با مال و جان جهاد و تلاش میکنید. گناهانتان را میبخشاید و شما را در باغهای بهشتی داخل میگرداند که از زیر آن جویبار ها روان است و شما را در منازل و خانههای خوبی جای میدهد که در باغ های بهشت جاویدان و ماندگار واقع شدهاند. رستگاری بزرگ همین است).
آری... این سود است و آن فرجام.
حال در این آیه تأمل کنیم که خداوند متعال مددی را توصیف میکند که آن را دوست داریم:
{ وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ} [صف: 13]
(و نعمت دیگری که آن را دوست دارید (برای شما هست و آن) پیروزی خدادادی و فتح نزدیکی است).
این مژده خداوند است و وعدهای که به آن وفا میکند. و بشّر المؤمنین
پس ای برادر مسلمان، بشتاب به سوی عمل... بیایید با هم پیمان ببندیم و به آن وفادار باشیم...
برادر عزیزم، به یاد داشته باش که عمر کوتاه است، روزها می گذرند و مرگ نزدیک است. خود را به این کاروان برسان، که گفته اند: «جوینده یابنده بود» و آنکه شب بیدار است مانند کسی نیست که در خواب است. مرگ همیشه در کمین است و کالای شرف و رفعت و بزرگواری بسیار گران قیمت است...
از ابوهریره روایت میکنند که گفت شنیدم رسول خدا میفرمود:
«من خاف أدلج، و من أدلج بلغ المنزل، ألا إن سلعة الله غالیة، ألا إن سلعة الله الجنة» [رواه ترمذی]
(آنکه بترسد شبانه میرود، و آنکه شب برود به منزل مقصود میرسد، هان! کالای خداوند گران قیمت است، هان! کالای خداوند بهشت است).
◄ ثمرات محبت و دوستی و نقش آن در ساختار مجدد و تاریخ مسلمانان
واضح است که اسلام با نظام تکامل یافته، برنامه ها و شرایع جهانی خویش هر دعوتی را که بر مبنای نژاد پرستی، عشیره گرایی و به طور کلی حس ناسیونالیستی باشد به عنوان جاهلیت اعتبار میکند، چنانکه خداوند در سوره توبه میفرماید:
{قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ} [توبه: 24]
(بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و گروه و قبیله و خویشاوندانتان و مالهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که ترس از دست دادن بازارش دارید و خانه و مسکنهایی که مورد پسند شماست محبوبتر از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او باشد. پس انتظار بکشید، تا خدا فرمان خود را صادر نماید و خدا فاسقان را به راه راست نمیرساند).
شکی نیست که اخوّت و محبت اسلامی هرگاه بر عقیدهای ربّانی و رابطهای دینی استوار گردد، مسلمانان در آن هنگام در قالب نیروهایی آزادیبخش و لشکریانی جهادگر با همتی عالی، عزمی راسخ و نگاهی بلند و امیدوار به آیندهای روشن میروند که رسالت اسلام را در زمین و نور حق و هدایت را در سراسر جهانیان به منصهی ظهور بنشانند. حال آنکه یکی از دو هدف والا و شایسته را نصب العین خویش قرار دادهاند یا پیروزی است یا شهادت.
در جنگ یرموک، مجروحان مسلمان را در مکان نزدیکی میگذاشتند. شدت جنگ باعث شد که زخمیان را فراموش کنند، عکرمه بن ابوجهل یکی از مجروحان بود و پسر عمویش یکی از آب رسانان بود، او میگوید: دنبال پسر عمویم عکرمه گشتم او را در میان مجروحان دیدم که ناله میکند و درد میکشد و از شدت تشنگی نزدیک است بمیرد، در کنارش ده مجروح دیگر نیز بود. آب را برداشتم و به طرف عکرمه دویدم و گفتم: بنوش. گفت باشد: آب را گرفت و وقتی که میخواست بنوشد شنید که برادر مسلمانش در کنارش میگوید: آه و آب میخواهد.
عکرمه گفت به خدا نمینوشم تا برادرم بنوشد.
نزد او رفتند... و با هر ده نفر این اتفاق افتاد تا به دهمین نفر رسیدند. او گفت: به خدا قسم نمینوشم تا عکرمه بنوشد، وقتی پیش عکرمه رفتند دیدند او شهید شده است.
آری به یمن برادری اسلامی مسلمانان تمامی سرزمینهای عرب که شامل عراق، مصر و سوریه بود از قید کفر و جهالت رها کردند و در سایه دلانگیز حکومت اسلامی قرار دادند.
پیامبر اکرم به اصحاب و سایر امت های بعد از ایشان سرمشقی عملی را در ایجاد محبت و برادری و مساوات بین عرب و غیر عرب در سایهی عقیدهی اسلامی عطا فرمود، بدین امید که مسلمانان به طور یکسان مسئولیت پستها و مناصب اجتماعی را عهدهدار شوند و به طور یکپارچه و هماهنگ در بنای تمدن و اظهار عظمت اسلام مشارکت نمایند.
به عنوان مثال آن حضرت در بین بلال بن رباح حبشی و خالد بن رویحه خثعمی برادری قرار داد و همچنین در بین غلام خود زید بن حارثه عجمی و عموی خود حمزه ابن عبدالمطلب قریشی، بین سلمان فارسی و ابودرداء، بین خارجه بن زید و ابوبکر صدیق و بین عمار بن یاسر و حذیفة بن یمان پیمان برادری برقرار نمود.
با این حال مطلبی که می خواهم بعد از بحثهای گذشته به آن بپردازم، این است که برادری و محبت اسلامی از بزرگترین عواملی است که در راه رسیدن امت اسلام به قلهی رفیع سروری و عزت و سرافرازی و به دستگیری زمام علم و تمدن تأثیر به سزایی دارد.
همین اروپای امروز که به ادعای خود رهبری فرهنگ و تمدن پیشرفته عصر حاضر را به عهده گرفته و صدای بوق و کرنایش گوش جهانیان را پر کرده است، قرنهای متمادی از آب زلال و روان فرهنگ و تمدن اسلامی استفاده نمود و به تدریج از چشمه سار علوم و معارفی که مسلمانان در آنها نوابغ روزگار بودند خود را سیراب کرد، تا سرانجام هم اروپا و هم سرزمینهای شرقی توانستند خود را به قلهی تمدن مادی و بلندای علوم و اکتشافات در عصر جدید برسانند و این چیزی است که اکثریت قریب به اتفاق متفکران و دانشمندان فلاسفهی جهان در جاهای گوناگون به آن شهادت میدهند.
انسان مسلمان هنگامی که احساس کرد با مسلمانی برادر است و نباید به او ظلم کرده و خوار و سر شکسته نماید و از او کنارهگیری کند. و هنگامی که دانست ایمانش کامل نمی شود، مگر اینکه آنچه را برای خود میخواهد برای برادرش هم بخواهد و آنگاه که فهمید مؤمن واقعی نیست اگر با شکم سیر بخوابد و بداند که همسایهاش با گرسنگی بر پهلو دراز کشیده و آنگاه که شعار دل خود ساخت که با دیگر برادران ایمانیش در دردها و آرزوها همانند پیکری واحد است.
بالاخره انسان مسلمان آن زمان که در نفس خویش و در اعماق وجدانش تمامی این معانی خالصانهی برادری را احساس نمود، بیدرنگ با تمام وجود به منظور تحقق بخشیدن به مفاهیمی چون تعاون، تکافل، مهربانی و ایثار و... نسبت به هر انسانی که رابطه محبت و برادری اسلامی آنان را با هم مرتبط میسازد، با همتی عالی به پا خاسته و به حرکت در میآید به خصوص اگر برادرانش نیازمند کسی باشند که غم و اندوه را از دلشان دور کند و در سختیها و تنگناهای زندگی به یاریشان بشتابد و در هنگام وارد شدن مصائب برای آنان یاوری غمخوار و در ایام عجز و تنگدستی برایشان دوستی مهربان و فداکار باشد. این خود از مهمترین وظایف برادری و از روشنترین مقتضیات ایمان است.
ای برادران مسلمان! بکوشید تا روح برادری و محبت خدایی را در اعماق وجودتان استحکام بخشید و با تلاش خالصانه و ارادهی شکست ناپذیر خویش وحدتی فراگیر در میان مسلمانان متحقق سازید و دین جاودانهی خدا را در اقطار زمین منتشر کرده و قامت منارههای تمدن اسلام که همواره به خیر و نیکی پابرجا و به نور هدایت ابدی میدرخشند، در فضای بیکران آسمان دنیا بر افراشته نمایید و در جوامع انسانی اصول و مبادی محبت و انسانیت را تحقق بخشید.
راستی که جامعههای اسلامی در عصر حاضر چقدر نیازمند برادرانی مؤمن، مردانی با محبت و جوانانی فداکار و مخلصند که در وجودشان حامل شریفترین معانی محبت و اخلاص و وفاداری هستند. به امید روزی که دولت متلاشی شدهی اسلام و عزت و حیثیت از دسترفته مسلمانان بار دیگر به آنان باز گردد. {و ما ذلک علی الله بعزیز} [ابراهیم:20]
در پایان ای جوانان مسلمان و ای لشکریان دعوت اسلامی! شما امروز در بنای دولت با عزت اسلام و ایجاد وحدت و هماهنگی در بین مسلمانان و اعادهی خلافت راشده در زمین و باز گرداندن منزلت و اعتبار ملتهای ستم دیده در جهان و امید مسلمانانی هستید که با چهرهای گشاده به شما مینگرند.
امروز چشم امید انسانها در هر مکانی به شماست؛ زیرا که شما مجاهدان راه آزادی، سپاهیان رهاییبخش، داعیان حق و آفتاب هدایت هستید. ای جوانان مسلمان! تلاش کنید که در التزام به برنامههای اولیهی برادری، در عمق بخشیدن به روح اخوّت اسلامی در ادای حقوق و قیام به وظایف آن در رفتار و معاملات اجتماعی همراه با مهر و محبت و خلاصه در دنبال کردن و پیگیری آثار برادری و برداشت ثمرات و نتایج آن برای جوامع اسلامی سرمشقی شایسته و اسوهای حسنه باشید؛ چرا که در واقع برای تأثیر در روحیهی افراد و امتهای مختلف هیچ چیزی مهمتر از سرمشق نیک و الگوی عالی نیست.
ای جوانان مسلمان! تاریخ با کمال غرور و افتخار مینویسد که اسلام به جنوب هند و سیلان و جزایر لکدیف و مالاوی در اقیانوس هند رسید و سرزمین تبت و سواحل چین و فیلیپین و جزایر اندلس و شبه جزیرهی ملایو را در اختیار گرفت و تا اواسط قاره آفریقا و ممالک سنگال، نیجریه، سومالی، تانزانیا، ماداگاسکار، زنجبار و غیر آنها گسترش یافت. این پیشروی ناگهانی و حیرتآور اسلام که تمامی جهانیان را به شگفتی وا داشته بود، همانا از مجاهدت و فداکاری انسانهایی بود که برای ملتهای جهان مقتدایانی شایسته و سرمشقهایی عالی به شمار میرفتند.
آنان برای تاجران در معاملات صادق، برای دعوتگران در محبت خالص، و برای مسلمانان در حسن سلوک و مکارم اخلاق سرمشقهایی گرانبها بودند که با کلمهی طیبه و موعظهی حسنه با ملایمت و مهربانی، انسانها را آنچنان عاشق و شیدای خود نمودند که در کمترین زمانی دسته دسته در دین خدا داخل گردیدند و با دلی سرشار از ایمان، ضمیری مطمئن و رغبتی کامل از آن استقبال کردند.
در حقیقت اگر آن تاجران مسلمان به حسن معامله، و آن دعوتگران راستین به صفای محبت، و در کل، اگر امت اسلام با اخلاق کریمه در میان جوامع گوناگون ممتاز نمیبودند، هیچگاه قابل تصور نبود که در مدت کوتاهی میلیونها انسان از نژادهای مختلف و سرزمینهای متفاوت در برابر آیین اسلام سر تسلیم و تواضع فرو آورند و هنوز هم ممکن نبود در سایهی عدالت و رحمت اسلام قرار گیرند و از ظلمات کفر و توحش و نادانی به روشنایی صلح و تمدن و سعادت اسلام راه یابند.
تا چه اندازه دعوت اسلامی آسان و دلپذیر است. در میان سپاهیان و دعوتگران دین خدا و کسانی که با آنها ارتباط دارند، جوانانی مؤمن، با محبت، متحد و حافظ ارزشهای اخلاقی پیدا میشوند که مبادی اسلام را در رفتارشان مجسم میسازند و تفکرات دینی را با شخصیتهای خویش میآمیزند و فضایل اسلامی و اخلاقی را در حرکات و سکناتشان به نمایش میگذارند!
هنگامی که دعوت اسلامی در عصر حاضر نمونههای ارزشمندی از خود ارائه دهد، مسلّماً تأثیر به سزایی در تحولات فکری جامعه خواهد داشت؛ زیرا با ارائهی نمونههایی که در اخلاق و رفتارشان سرمشق دیگرانند، دعوتگرانی که به حسن برادری و اخلاص و تقوا دارای امتیازند و هزاران جوان پرشور و پاکنهادی که قبل از آنکه متأثر شوند، دیگران را تحت تأثیر قرار میدهند، طولی نخواهد کشید که دایرهی دعوت اسلامی هزاران مجموعهی انسانی را که خدا را پروردگار، اسلام را دین، قرآن را امام و محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را پیامبر خدا دانسته و به آن ایمان داشته باشند، در اختیار خواهد گرفت و در میدان انتشار اسلام شادابترین و با نشاط ترین ثمرات و پاکیزهترین میوهها را در دامن خویش پرورش خواهد داد.
{ربّنا تقبل منّا إنک انت السَّمیعُ العَلیمُ}
ما را از دعای خیر خود بی بهره نگذارید
منابع:
◄ برادری ایمانی
نوسنده: عبداللع ناصح علوان
مترجم: رئوف موحد
نشر احسان/ نوبت چاپ: اول-1386
◄ راه سعادت
نویسنده: دکتر مجدی الهلالی
مترجم: هیوا هفیدی
نشر احسان/ نوبت چاپ: اول-1386
◄ اخلاق مؤمن
نویسنده: عمرو خالد
مترجم: سمیه اسکندری فر
انتشارات واسع/ نوبت چاپ: دوم -1386
منبع:برادری
برادری به خاطر خدا چیست؟
گردآوری: ابوخالد محمدی
«برادری به خاطر خدا» ارمغانی قدسی، درخششی ربّانی و نعمتی الهی است که خداوند متعال در دل بندگان مخلص، اولیای فرهیخته و اهل تقوا از مخلوقاتش میاندازد. چنان که در سورهی انفال میفرماید:
{لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ} [انفال 63]
(اگر تمامی آنچه که در زمین است انفاق میکردی، نمی توانستی در بین دل هایشان الفت ایجاد نمایی، ولی خداوند در بین آنها محبت و دوستی برقرار نمود).
در سورهی آل عمران میفرماید:
{وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا} [آل عمران 103]
(به یاد آورید نعمت خدا را بر شما آن زمانی که با هم دشمن بودید. پس خداوند میان دل هایتان پیوند داد پس شما به نعمت او برادرانی شدید).
همچنین برادری به خاطر خدا نیرویی ایمانی و روحی است که شناخت و درک عمیق از عاطفه، محبت، احترام و اعتماد دوطرفه و...، را در نهاد مسلمانان که پیوندهای عقیدهی اسلامی و رشتههای زرین ایمان و تقوا آنان را به هم مرتبط ساخته، قرار میدهد. همین احساس برادری بیشائبه است که در نفس انسان مؤمن، صادقانهترین عواطف پاک و خالصانهترین احساسهای پاکیزه را در دو حالت بوجود میآورد:
1- در موضعگیریهای مثبت مانند همیاری، از خودگذشتگی، ترحم، گذشت، مهلت دادن، تکافل اجتماعی و...
2- در موضعگیریهای منفی از قبیل پرهیز از هر چیزی که به نفس، مال، ناموس و کرامت انسانها ضرر برساند. بنابراین برادری دینی، صفتی است ملازم ایمان و یک ویژگی اخلاقی است که همواره با تقوا دمساز است؛ چراکه هیچ برادریی بدون ایمان و هیچ ایمانی بدون برادری نیست. همانگونه که راستگویی بدون تقوا و تقوای بدون راستگویی وجود ندارد.
دلیل مسأله نخست فرمودهی خداوند در سورهی حجرات است که میفرماید:
{إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}
(تنها مؤمنان با هم برادرند)
دلیل مسأله دوم قول خداوند در سوره زخرف است که میفرماید:
{الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ} [زخرف:67]
(دوستان در آن روز دشمن یکدیگر خواهند بود به جز پرهیزکاران).
جای هیچگونه تردید نیست که دوستیها و برادریها وقتی که جدا از ایمان باشند، سرانجام بر سر مصالح ذاتی و منافع شخصی به هم میخورند و هنگامیکه صداقت از جامهی تقوا بیرون آید، به محض پیدایش اولین کشمکش در دنیا و مصالح شخصی، دشمنی و کدورت در دلها پایهریزی خواهد شد و اگر در وجود یک نفر ایمان و تقوا باشد، در صورتی که شیوهای از اخوّت صادقانه و صداقت خالصانه از جانب او بروز نکند، مسلّماً آن ایمان ناقص و آن تقوا ادعایی بیش نیست؛ زیرا پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی که شیخین (بخاری و مسلم) روایت کردهاند، میفرماید:
«لا یؤمن أحدکم حتی یحب لأخیه ما یحب لنفسه»
(ایمان هیچیک از شما کامل نمیشود، مگر اینکه آنچه را که برای خود میخواهد برای برادرش نیز بخواهد).
نفس انسانی اگر بر پایه ایمان استوار و آمیخته با تقوا باشد، به مجرد برخورد با کسی که از نظر ایمان و تقوا همانند اوست، در اولین لحظات دیدار در وجود خود محبت و مؤانستی درک مینماید و در نخستین پرتو های آشنایی احساس صفا و آرامش به او دست میدهد. به علاوه روح آن دو به گونه ای با هم میآمیزند گویی که روحی واحد اند و دلهایشان چنان همدیگر را جذب می نمایند گویی که تنها یک قلب هستند. آن هنگام است که محبت در رگ هایشان می تپد و علاقه برادری در خونشان جریان مییابد و مهر و مودّت در چهره هایشان میدرخشد.
اما نفسی که بنیادش بر فساد و پلیدی باشد، در همان لحظات اولیه برخورد با نفس مؤمنهی مطمئنه، به هیچ حال برایش ممکن نیست که با او کنار آید؛ زیرا آن دو در اصل با هم نا آشنا، در ریشه با هم مخالف و از لحاظ روحی با هم در بیگانگی و تنافر اند. در اشاره به همین معانی حدیثی است که شیخین از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کردهاند که فرمود:
«الناس معادن كمعادن الذهب والفضة خیارهم في الجاهلیة خیارهم في الاسلام إذا فقهوا والأرواح جنود مجندة فما تعارف منها ائتلف وما تناكر منها اختلف»
(انسان ها معدنهایی همانند معادن طلا و نقره هستند؛ برگزیدهترین آنان در جاهلیت، برگزیدهترینشان در زمان اسلام است: آن زمانی است که از دین آگاهی یابند. ارواح انسانها همچون لشکریان به هم پیوسته هستند. آنان که همدیگر را بشناسند، با هم مأنوس شده و آنان که همدیگر را نشناسند، از هم جدایی میگزینند).
ای برادران ایمانی! این بود حقیقت برادری و محبت خدایی و چنانکه گفتیم، آن حقیقت هدیهای است از جانب خدا در دلهای آراسته با ایمان و اخلاص، و قوه ای ایمانی و روحی است که با نفوس مزیّن به ایمان پیراسته با تقوا ارتباط دارد.
پس ای جوانان مسلمان! در این تنگنای تفرقه بعد از آنکه این نشانهها برایتان روشن شد و این حقایق در برابر چشمانتان آشکار گردید، چه مسؤلیتی به عهده شماست؟ مگر نه این است که یکپارچه و متحد به بارگاه اخوّت الهی پناه آورید و دلهایتان به معنای آن استوار گردد و نفسهایتان در آن ذوب شود تا در میان خودتان مهربان و بسیار با ترحم و در مقابل دشمنان، سختگیر و با اقتدار ظاهر شوید. حال آنکه به پیشتازان امّت اسلامی یعنی اصحاب رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) اقتدا کردهاید؛ آنانی که خداوند در بیان فضیلتشان میفرماید:
{مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ} [فتح: 29]
(محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، بسیار بر کافران سختگیر و در میان خودشان بسیار با مهر و محبت می باشند).
◄ فضایل اخوّت اسلامی:
اینک دسته گلی معطر و خوش بو از گلستان تعبیرات نبوی در بیان منزلت برادری دینی و مقام بلند برادران در پیشگاه خداوند را به شما تقدیم میداریم:
1- چهره هایشان نورانی است؛ ابوداود از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که فرمود:
«ان من عباد الله لاناسا ما هم بأنبیاء و لا شهداء یغبطهم الأنبیاء و الشهداء یوم القیامة بمکانهم من الله تعالی»، قالوا: یا رسول الله تخبرنا من هم؟ قال: «هم قوم تحابوا بروح الله بینهم علی غیر أرحام بینهم ولا أموال یتعاطونها والله إن وجوههم لنور وإنهم لعلی نور لا یخافون إذا خاف الناس ولا یحزنون إذا حزن الناس»
(از جمله بندگان خدا کسانی هستند که نه از پیامبرانند و نه از شهیدان، اما پیامبران و شهیدان به منزلتشان در نزد خدا غبطه می خورند، گفتند: ای رسول خدا به ما بگو آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: آنان قومی هستند که به خاطر خدا همدیگر را دوست می دارند، بدون اینکه میانشان عقد خویشاوندی باشد و بدون اینکه مالی به همدیگر اهدا نمایند. به خدا سوگند! که چهره هایشان نورانی است و آنان بر نور و روشنایی هستند. نمی ترسند وقتی که مردمان می ترسند و اندوهی ندارند. زمانی که مردمان اندوهگینند).
2- گناهانشان مورد بخشایش است؛ طبرانی از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده است که فرمود:
«إن المسلم إذا لقی أخاه المسلم فأخذ بیده، تحاتت عنهما ذنوبهما کما تتحات الورق عن الشجرة الیابسة في یوم ریح عاصف»
(شخص مسلمان هرگاه به برادر مسلمانش رسید و از روی محبت دستش را گرفت گناه هر دو می ریزد، همانگونه که در یک روز طوفانی برگ از درخت خشکیده می ریزد).
3- در قیامت زیر سایه عرش خداوند هستند. امام مسلم رضی الله عنه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که فرمود:
«إن الله تعالی یقول یوم القیامة: أین المتحابون بجلالي الیوم أظلهم فی ظلي یوم لا ظل الا ظلي»
(خداوند تبارک و تعالی در روز قیامت میفرماید: کجایند آن کسانی که به خاطر من همدیگر را دوست داشتند؟ آنان را در سایهی خود قرار می دهم، روزی که هیچ سایهای به جز سایهی من نیست).
4- در جوار محبت الهی به سر میبرند. امام مالک رضی الله عنه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که خداوند متعال میفرماید:
«وجبت محبتي للمتحابین في والمتزاورین في والمتباذلین»
(محبت خود را واجب کردم در حق کسانی که بخاطر من همدیگر را دوست دارند و به دیدار یکدیگر میروند و به هم بذل و بخشش دارند).
همچنین مسلم از پیامبر روایت میکند که فرمود: «مردی که به قصد دیدار برادر دینیاش در حال رفتن به روستایی بود، خداوند در گذرگاه او فرشتهای را در سیمای انسانی نورانی قرار داد که از او پرسید: کجا میروی؟ مرد در جواب گفت: به این روستا میروم تا برادر دینیام را زیارت کنم. پرسید: آیا بر او حق و نیازی داری که برآورده کند؟ گفت: نه! فقط به خاطر خدا او را دوست دارم. فرشته در ادامه میگوید: مژده باد تو را! من فرستادهی خدا هستم و آمدهام تا به تو مژده دهم که خداوند تو را دوست دارد، چنان که تو به خاطر خدا او را دوست داری».
5- در بهشت خدا و در سایه رضامندیش قرار دارد. امام ترمذی از رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت میکند که فرمود:
«من عاد مریضاً أو زار أخاً في الله ناداه مناد بأن طبت و طاب ممشاك و تبوأت من الجنة منزلاً»
(کسی که از بیماری عیادت کند و یا به زیارت برادری دینی برود، منادی غیب او را بشارت میدهد که، بدان تو در زمرهی نیکان قرار گرفتی، رهگذرت پاکیزه و روشن شد و منزلی از منازل بهشت را برای خود مهیا ساختی).
برادران مسلمان! آنچه را که گفتیم، نمونههایی از مهمترین فضایل دنیوی و اخروی است که شامل حال همهی کسانی میشود که تلاش میکنند برادروار در زمرهی بندگان الهی باشند و در سایهی روحافزا و بهشتآسای آن، به سعادت جاودانی دست یابند و پیوسته از نور ایمان بر چهرههایشان بدرخشد و گناهانشان بریزد، همانطور که برگهای خشکیده درخت در یک روز طوفانی پراکنده میشوند.
خدا در روز قیامت آنان را در سایهی عرش خود قرار میدهد و در فیوضات محبتش مستغرق مینماید و آنان را در گسترهی بهشت جاودان سکنا میدهد و همان افرادی هستند که حلاوت ایمان را در وجود خود احساس میکنند.
مسلمانان چقدر باعظمت و بزرگوارند، هنگامی که از روی محبت با هم دست میدهند و بر مبنای روابط اخوّت اسلامی با هم ملاقات میکنند. به راستی که چقدر منزلتشان نزد خدا رفیع و در ملأ اعلی مقامشان عالی است، آنگاه که در راه برادری، همبستگی و محبت در حرکتند.
◄ شرایط برادری دینی
برای اخوّت اسلامی شرایط و پایه هایی هستند که عقد برادری بدون آنها انتظام نمییابد و ممکن نیست مقبول خداوند واقع شود، مگر اینکه مسلمانان راه آنها را در پیش گیرند و بهترین نوعشان را اتخاذ نمایند. ما هم اکنون اهمّ شرایط و روشنترین مواد اساسی برادری اسلامی را بر شما امّت مسلمان معروض میداریم.
الف- برادری اسلامی باید خالصانه به خاطر خدا باشد و این امر امکان پذیر نیست، مگر اینکه آنها از حرص مصالح ذاتی به دور باشند. باید از جلب منافع شخصی دست بردارند؛ زیرا تنها در آن صورت است که اخوت اسلامی میوههایش را عطا مینماید و ثمرات و آثار مثبتش در جامعه تحقق مییابد. یکی از دلایل خالصانه بودن محبت، روایت امام مسلم است که قبلا درباره دیدار مخلصانه شخصی از برادر دینیاش نقل گردید.
ب- برادری اسلامی باید همراه با ایمان و تقوی باشد و این مستلزم آن است که فرد مسلمان از میان دوستان، اهل ایمان را انتخاب نماید و از میان اهل ایمان پاکترین و باتقواترینشان را اختیار کند. از دلایل این امر فرمودهی خداوند است که میفرماید:
{ألأ خلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین}
(دوستان در آن روز دشمنان همدیگرند مگر اهل تقوا).
ابوداود و ترمذی از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کردهاند که پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«لا تصاحب إلا مؤمناً و لا يأکل طعامك إلا تقي»
(با کسی جز انسان مؤمن رفاقت مکن و بکوش که جز اهل تقوا کسی طعامت را نخورد).
همچنین ابوداود و ترمذی از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«المرء علی دین خلیله فلینظر أحدکم من یخالل»
(هر شخصی به دین دوست خود است پس هر یک از شما مواظب باشد که با چه کسی دوستی میکند).
البته اگر دوستی بر این منوال باشد، از کوههای بلند استوارتر، و از ساختمانهای رفیع پایدارتر خواهد بود به علاوه ممکن نیست حوادث شبها آن را به لرزه درآورد و مصائب روزگار، تار و پودش را از هم گسیخته نماید.
ج- در اخوت اسلامی التزام به منهج اسلام شرط است.
این امر هنگامی امکانپذیر است که آن دو نفر متعهد شوند که شرایع و قوانین الهی در میانشان حکم فرما باشد و در همه حال به سنت پیامبر رجوع نمایند. چنانکه رسول خدا در حدیث «رجلان تحابا في الله اجتمعا علیه و تفرقا علیه» به همین معنی اشاره فرمود: یعنی هر دو متعهد شوند که در جمع شدن و جداییشان خدا را سرلوحهی زندگی خویش قرار دهند. به همین خاطر هرگاه دو نفر از اصحاب رسول خدا به هم میرسیدند، از یکدیگر جدا نمیشدند، تا اینکه یکی از آنان بر دیگری سوره عصر را قرائت مینمود. سپس به هم سلام میکردند و میرفتند.
آنان با این کار میخواستند بگویند که هر دو به منظور التزام منهج اسلامی و انجام عمل صالح توصیه به حق و توصیه به صبر متعهد شدهاند و با هم پیمان بستهاند که همواره از امتی باشند که بر دین اسلام پایدار است.
د- اخوت اسلامی لازم است که همراه با نصیحت و خیرخواهی باشد.
به طور مسلم تحقق یافتن این امر بسته به آن است که انسان نسبت به برادر مسلمانش همچون آینه باشد. بدین معنی که هرگاه یکی از آنان از دیگری کار نیکی را مشاهده نمود، او را به ادامهی آن کار تشویق کند و اگر از او نقص و خللی دید، مخفیانه نصیحتش کند و او را به توبه و بازگشت به راه حق و هدایت وادار نماید.
رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) بر سر همین نصایح خالصانه بود که با اصحاب گرانقدر خویش بیعت فرمود تا در هر مکانی که هستند و به هر جایی که سفر میکنند، سعی نمایند که در میان جامعهی داعیان حق، راهنمایان خیر و دعوتگران به سوی خدا باشند. چنانکه شیخین از جریر بن عبدالله روایت کردهاند که فرمود:
«بایعت رسول الله علی اقام الصلاة و إیتاء الزکاة والنصح لکل مسلم»
(با رسول خدا بر سر اقامهی نماز و ادای زکات و نصیحت برای هر مسلمانی بیعت کردم).
همچنین هرگاه برنامههای اخلاقی پیامبر را در نظر میگیریم، میبینیم که آن حضرت همه مسلمانان را ملزم ساخته که درباره خدا، کتاب خدا، رسول خدا، ائمه مسلمین و عامه ایشان، ناصحی خیرخواه و امین باشند.
امام مسلم از پیامبر روایت میکند که فرمود:
«الدین النصیحة»، قلنا لمن یا رسول الله؟ قال: «لله و لکتابه و لرسوله و لأئمة المسلمین و عامتهم»
(دین همان نصیحت است. گفتیم: ای رسول خدا! برای چه کسی دین نصیحت است؟ فرمود: برای خدا، کتاب خدا، رسول خدا، ائمه مسلمین و عامه ی آنان).
حال این سؤال پیش میآید که اگر طرف مقابل به پند و نصیحت اهمیتی نداد، وظیفه دیگران چیست؟ هنگامی که اندرزهای حکیمانه به قصد بر حذر داشتن شخصی از اعمال ناروایی که مصرانه بر آن اقدام مینمود، مؤثر نبود در آن صورت، بر مسلمان واجب است که او را ترک نماید، تا آنگاه که سرانجام به سوی حق باز گردد و به جانب رشد و معرفت روی آورد.
اگر همچنان بر فسق و تباهی خویش پابرجا بود بر انسان مؤمن است که تا ابد ترکش نماید و این ترک و هجران مطمئن ترین عروهی ایمان است؛ زیرا که چنین کاری جز به خاطر خدا نیست. و این امر دلایلی بسیار دارد.
به عنوان مثال، امام بخاری دربارهی ترک مصاحبت با گناهکاران از کعب که با جمعی در تبوک از فرمان رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) سرپیچی نموده بود روایت میکند که گفت:
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) اصحاب را از سخن گفتن با ما نهی فرمود و پنجاه شبانه روز را ذکر نمود. سرانجام کارمان به آنجا رسید که زمین با آن همه وسعت و گستردگی بر ما تنگ شد. حتی از وجود خودمان هم به تنگ آمدیم. هیچ یک از مردم حاضر نبودند که با ما سخن بگویند و یا با ما بنشینند، تا وقتی که خداوند در قرآن پذیرش توبهی ما را اعلام فرمود.
سیوطی روایت میکند که حضرت عبدالله ابن عمر تا وقتیکه وفات یافت، با یکی از پسرانش سخن نگفت؛ زیرا به حدیثی که از رسول خدا برایش روایت نمود، گردن ننهاد. در آن حدیث پیامبر مردان را از اینکه مانع رفتن همسرانشان به مسجد شوند، نهی مینماید.
برادران مسلمانم! از مطالب فوق معلوم میگردد که یکی از اهداف مهم و اساسی قطع رابطه با دوستان، آن است که به عنوان مجازاتی بازدارنده و تأدیبی موقتی مورد استفاده قرار گیرد، مانند ترک متخلفین غزوهی تبوک به مدت پنجاه شبانه روز.
البته این قضیه در مورد گناهکارانی است که به دین اسلام معتقدند و به شریعت اسلام ایمان دارند، اما دربارهی ملحدی که کفر و الحادش را اعلام میدارد و یا یک نفر از اهل ردّه، مسأله به شیوهای دیگر است؛ چرا که تبرئه از چنین کسانی و قطع رابطه با آنان از واضحترین مقتضیات ایمان و از بارزترین توجیهات قرآنی است. گرچه آن شخص ملحد یا مرتد پدر، برادر یا فرزند باشد. چنانکه خداوند در سوره مجادله میفرماید:
{لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ...} [مجادله:22]
مردمانی را نخواهی یافت که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، ولی کسانی را به دوستی بگیرند که به خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیده باشند. هرچند که آنان پدران یا پسران یا برادران و یا قوم و یا قبیلهی ایشان باشند.
همچنین در سوره توبه میفرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [توبه: 23]
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر پدران یا برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دادند، آنها را دوستان و یاوران خود نگیرید و هرکس از شما که آنان را دوست و یاور خود نماید، بیتردید از ستمگران خواهد بود.
ه- برادری اسلامی لازم است بر اساس مشارکت در غم و شادی باشد:
بدین معنی که انسان مسلمان در خوشحالی برادرانش خوشحال و در غم و نگرانی آنان اندوهگین و نگران باشد. دین مقدس اسلام مشارکت و همدردی را بین همه مسلمانان، در شادی و گرفتاریها، امری واجب و لازم الاجرا قرار داده، بدیهی است که در حق برادران دینی واجبتر و ضروریتر خواهد بود؛ زیرا آنانکه به خاطر خدا با هم دوستی و برادری دارند با هم پیمان بستهاند که در گفتار و کردارشان به منهج اسلام پایبند باشند و در امور کلی و جزئی خود را با شریعت الهی تطبیق دهند و هیچکدام از آنان به اندازهی نوک سوزنی از خواسته ها و دستورات دین تخلف ننماید و در برنامهی زندگی ذرهای از دایرهی قوانین الهی خارج نشود. توصیههای اسلامی در زمینه روابط اجتماعی در ادامه میآید:
«المسلم أخو المسلم لا یظلمه ولا یسلمه من كان في حاجة أخیه کان الله في حاجتة ومن فرج عن مسلم کربة فرج الله عنه بها کربة من کرب یوم القیامة ومن ستر مسلما ستره الله یوم القیامة»
(مسلمان برادر مسلمان است. به او ظلم نمیکند و او را تسلیم دشمن نمینماید. هرکس نیاز برادر مسلمانش را برآورده نماید، خداوند نیازهایش را برآورده مینماید و هر کس مشکل برادر ایمانیش را بگشاید (برطرف نماید)، خداوند به خاطر آن، مصیبتی از مصائب روز قیامتش را برطرف مینماید و هر کس عیب مسلمانی را بپوشاند، خداوند در روز قیامت عیبهایش را میپوشاند).
«مثل المؤمنین في توادهم وتراحمهم وتعاونهم مثل الجسد اذا اشتكی منه عضو تداعی له سائر الجسد بالسهر والحمی»
(مثل مؤمنان در محبت و مهر ورزی نسبت به همدیگر همانند تن است که هرگاه عضوی از آن درد گرفت، سایر اعضای بدن با همکاری و تب همصدای او می شوند).
ناگفته پیداست وقتی که اسلام این گونه همهی مسلمانان را مخاطب قرار میدهد، مسلّماً آنهایی که به خاطر خدا با هم دوستی و محبت دارند، اولین کسانی هستند که مشمول این خطاب خداوندی خواهند بود؛ زیرا که آنان به مطابقت و همسویی با اصول و مبادی شریعت و پایبندی به احکام نظامی اسلام شایستهترند.
برادرانم چنانکه یادآور شدیم، با توجه به ویژگیهای اخوّت اسلامی از جمله: آراسته بودن به جامهی اخلاص، همراه بودن با ایمان و تقوا، التزام به منهج اسلام، پایبند بودن بر پند و خیرخواهی، مشارکت در رنج و شادی و در مجموع به دلیل متصف بودن به این صفت ها و اتخاذ شرایط یاد شده، واضح و روشن است که برادری اسلامی هیچ گاه تحت تاثیر حوادث شبها قرار نمیگیرد و از مصائب روزگار در امان خواهد بود و همواره مانند جهان هستی بر دوام، چون کوه پابرجا، مانند خورشید تابناک و همچون شب و روز در تجدد و تکرار است.
◄ شیطان در پی فرد تنهاست
تجربه نشان داده است که انسان مسلمان نمیتواند در هر دو محور اصلاح نفس خویشتن و دعوت دیگران با قدرتی یکسان، پیوسته و مداوم عمل کند جز در یک حالت، و آن وجود محیط سالم و جمع پاک و بی آلایش است که در آن فکرها در هم میآمیزند و برای اصلاح خویشتن و دعوت دیگران سخت تلاش میکنند...
در این جمع انسان مسلمان زندگی میکند و از آن تأثیر میپذیرد، اخلاق نیکو و کردار پسندیده را میآموزد و به دیگران یاد میدهد. وجود این چنین جمعی ضروری است هرچند که فقط از دو نفر تشکیل شده باشد.
«الشیطان مع الواحد و هو مع الإثنین أبعد» . رواه ترمذی
زیرا شیطان (همیشه) در پی فرد تنهاست و (کید او) از دو نفر دورتر است.
«و إنما یأکل الذئب من الغنم القاصیة» . رواه ابوداود
(در حقیقت گرگ گوسفندی را میخورد که از گله دور شده باشد).
در این باره رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده است: چه بسا جوانانی که به سبب تکروی (و کنارهگیری از جمع) دچار سرگشتگی میشوند.... حال بنگریم که خداوند متعال چگونه این امر مهم را به رسولش سفارش میکند:
{وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا} [کهف:28]
(با کسانی باش که صبحگاهان و شامگاهان خدای خود را فرا میخوانند و رضای او را می طلبند، و چشمانت از ایشان (به سوی ثروتمندان متکبر) برای جستن زینت زندگانی دنیا برنگردد و از کسی فرمان مبر که دل او را از یاد خود غافل ساختهایم و او به دنبال آرزوی خود روان گشته است و همهی امورش افراط و تفریط بوده است).
◄ ضرورت برادر دینی
باید دانست رشتهای که این افراد را هرچند دو نفر باشند به هم پیوند میدهد، بعد از عقیدهی صحیح اسلامی، باید رشتهی برادری دینی باشد... معانی محبت به خاطر رضای خداوند در بین آنها شکل میگیرد مراحل این محبت را یکی پس از دیگری میپیمایند تا به جایی میرسند که سلف صالح بدان رسیده بودند.
اگر یکی از آنها لقمهای در دهان برادر دینی اش مینهاد، حلاوت و مزه اش را در دهان خود مییافت هرگاه به مال نیاز پیدا میکرد، بدون اجازه دست در جیب برادر دینی اش میکرد... و هرگاه برادرش از وی دور میشد گویا که چیز ارزشمندی را گم کرده است... اگر نهال این علاقه و ارتباط در دل کاشته و از آن به خوبی پاسداری شود تا تنومند گردد و میوه بدهد، نور و نجات روز رستاخیز خواهد بود.
پروردگارشان در روز قیامت آنان را با این ندای شیرین فرا میخواند:
«أین المتحابون بجلالي؟ الیوم أظلهم فی ظلي یوم لا ضل إلا ظلي» [رواه مسلم]
(کجایند آنان که به خاطر جلال و عظمت من همدیگر را دوست داشتند؟ امروز سایهی خود را بر آنان میگسترانم روزی که سایهای جز سایهی من نیست).
در زمینهی اصلاح نفس، افراد همدیگر را در انجام امور عبادی ترغیب کنند؛ اموری همچون: حفظ و تلاوت قرآن کریم، روزههای نافله، شب زنده داری و سحرخیزی، پایبندی به نمازهای جماعت، محاسبهی نفس، مطالعه و بالا بردن سطح معلومات، دیدار قبور، شرکت در کلاسهای دروس علمی و...
اهمیت حضور در جمع بدان سبب است که هر کسی میتواند با خود خلاف وعده کند اما سخت است که با دیگران خلاف وعده کند، برای روشنتر شدن مسأله مثالی ذکر میکنیم:
یکی از ما می خواهد برای پند و عبرتگیری، جلای دل و یادآوری احوال آخرت، به قبرستان برود... هنگامی که وقت رفتن میرسد، میبینیم که هر روز کار را به فردا موکول میکند، و سبب این نرفتنها همه بهانهتراشی ها و استدلالهای نفس ماست.
اما اگر با یکی از دوستان دربارهی این رفتن در روز مشخصی قرار میگذاشتیم بر ما سخت میبود که خلف وعده کنیم و بدون تردید جمع شدن و گرد هم آمدن برای طاعت خداوند عزوجل نه تنها خالی از سود و فایده نیست بلکه سرشار از خیر و برکت است.
اگر کاری را فراموش کنم، برادر دینیام آن را به من یادآوری میکند و اگر آن را به خاطر آوردم، در انجام آن به یاری ام میشتابد و به همین دلیل است که نفس ما نیازمند پیروی و متابعت است و اصحاب رسول خدا در این باره برای ما الگو و سرمشق هستند. مثلاً: عبدالله بن رواحه و معاذ بن جبل و دیگر اصحاب هرگاه یکی از اصحاب را میدیدند که همتش ضعیف شده است، با مهربانی و خلوص به او میگفتند: با ما بنشین تا مدتی بیاساییم... پس احوال خود را با هم میگفتند و همدیگر را سفارش میکردند و با ارادههای راسخ و همتهای استوار از هم جدا میشدند، و گفتهی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) دربارهی آنان تحقق پیدا میکرد:
«... ورجلان تحابا فی الله، اجتمعا علیه وتفرقا علیه»
(دو تن که به خاطر خداوند همدیگر را دوست داشتند و با این حب گرد هم آمدند و با همان حب از همدیگر جدا شدند).
پویندهی این راه باید به یاد داشته باشد که این راه بس طولانی است، پس باید با گامهایی استوار و مطمئن در این راه برود و قبل از اینکه قدم بگذارد جای پای خود را در نظر بگیرد و نباید گل را قبل از اینکه بشکفد، یا میوه را قبل از آنکه برسد، بچیند.
اکنون پس از درک دوری مسافت و مشکلات راه، رهروان باید سیاست صبر جمیل را در پیش گیرند، زیرا در نظر گرفتن زمان جزئی از علاج کار است و گام نهادن در راه خداوند متعال تجارتی کوتاه مدت نیست، یعنی [اینگونه نیست که] در مدت زمان کوتاهی سود هنگفتی به دست آوری یا در غیر این صورت آن را ترک کنی و به تجارت پر رونق تر و پر سودتر روی آوری.
این برای ما کافی است که مانند پلی باشیم که آیندگان بر ما عبور کنند و همین ما را بس که با عنایت و فضل خداوند متعال به وعدههای او برسیم، هرچند وعدهی دیگر او (استقرار دین الهی در زمین) به تأخیر بیفتد...
بیایید با هم در این آیه که خداوند متعال تجارت پر سود را توصیف میکند بیندیشیم:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ-تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ-يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} [صف:10-12]
(ای مومنان،آیا شما را به معاملهای رهنمون سازم که شما را از عذاب بسیار دردناک دوزخ رها سازد: به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا با مال و جان جهاد و تلاش میکنید. گناهانتان را میبخشاید و شما را در باغهای بهشتی داخل میگرداند که از زیر آن جویبار ها روان است و شما را در منازل و خانههای خوبی جای میدهد که در باغ های بهشت جاویدان و ماندگار واقع شدهاند. رستگاری بزرگ همین است).
آری... این سود است و آن فرجام.
حال در این آیه تأمل کنیم که خداوند متعال مددی را توصیف میکند که آن را دوست داریم:
{ وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ} [صف: 13]
(و نعمت دیگری که آن را دوست دارید (برای شما هست و آن) پیروزی خدادادی و فتح نزدیکی است).
این مژده خداوند است و وعدهای که به آن وفا میکند. و بشّر المؤمنین
پس ای برادر مسلمان، بشتاب به سوی عمل... بیایید با هم پیمان ببندیم و به آن وفادار باشیم...
برادر عزیزم، به یاد داشته باش که عمر کوتاه است، روزها می گذرند و مرگ نزدیک است. خود را به این کاروان برسان، که گفته اند: «جوینده یابنده بود» و آنکه شب بیدار است مانند کسی نیست که در خواب است. مرگ همیشه در کمین است و کالای شرف و رفعت و بزرگواری بسیار گران قیمت است...
از ابوهریره روایت میکنند که گفت شنیدم رسول خدا میفرمود:
«من خاف أدلج، و من أدلج بلغ المنزل، ألا إن سلعة الله غالیة، ألا إن سلعة الله الجنة» [رواه ترمذی]
(آنکه بترسد شبانه میرود، و آنکه شب برود به منزل مقصود میرسد، هان! کالای خداوند گران قیمت است، هان! کالای خداوند بهشت است).
◄ ثمرات محبت و دوستی و نقش آن در ساختار مجدد و تاریخ مسلمانان
واضح است که اسلام با نظام تکامل یافته، برنامه ها و شرایع جهانی خویش هر دعوتی را که بر مبنای نژاد پرستی، عشیره گرایی و به طور کلی حس ناسیونالیستی باشد به عنوان جاهلیت اعتبار میکند، چنانکه خداوند در سوره توبه میفرماید:
{قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ} [توبه: 24]
(بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و گروه و قبیله و خویشاوندانتان و مالهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که ترس از دست دادن بازارش دارید و خانه و مسکنهایی که مورد پسند شماست محبوبتر از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او باشد. پس انتظار بکشید، تا خدا فرمان خود را صادر نماید و خدا فاسقان را به راه راست نمیرساند).
شکی نیست که اخوّت و محبت اسلامی هرگاه بر عقیدهای ربّانی و رابطهای دینی استوار گردد، مسلمانان در آن هنگام در قالب نیروهایی آزادیبخش و لشکریانی جهادگر با همتی عالی، عزمی راسخ و نگاهی بلند و امیدوار به آیندهای روشن میروند که رسالت اسلام را در زمین و نور حق و هدایت را در سراسر جهانیان به منصهی ظهور بنشانند. حال آنکه یکی از دو هدف والا و شایسته را نصب العین خویش قرار دادهاند یا پیروزی است یا شهادت.
در جنگ یرموک، مجروحان مسلمان را در مکان نزدیکی میگذاشتند. شدت جنگ باعث شد که زخمیان را فراموش کنند، عکرمه بن ابوجهل یکی از مجروحان بود و پسر عمویش یکی از آب رسانان بود، او میگوید: دنبال پسر عمویم عکرمه گشتم او را در میان مجروحان دیدم که ناله میکند و درد میکشد و از شدت تشنگی نزدیک است بمیرد، در کنارش ده مجروح دیگر نیز بود. آب را برداشتم و به طرف عکرمه دویدم و گفتم: بنوش. گفت باشد: آب را گرفت و وقتی که میخواست بنوشد شنید که برادر مسلمانش در کنارش میگوید: آه و آب میخواهد.
عکرمه گفت به خدا نمینوشم تا برادرم بنوشد.
نزد او رفتند... و با هر ده نفر این اتفاق افتاد تا به دهمین نفر رسیدند. او گفت: به خدا قسم نمینوشم تا عکرمه بنوشد، وقتی پیش عکرمه رفتند دیدند او شهید شده است.
آری به یمن برادری اسلامی مسلمانان تمامی سرزمینهای عرب که شامل عراق، مصر و سوریه بود از قید کفر و جهالت رها کردند و در سایه دلانگیز حکومت اسلامی قرار دادند.
پیامبر اکرم به اصحاب و سایر امت های بعد از ایشان سرمشقی عملی را در ایجاد محبت و برادری و مساوات بین عرب و غیر عرب در سایهی عقیدهی اسلامی عطا فرمود، بدین امید که مسلمانان به طور یکسان مسئولیت پستها و مناصب اجتماعی را عهدهدار شوند و به طور یکپارچه و هماهنگ در بنای تمدن و اظهار عظمت اسلام مشارکت نمایند.
به عنوان مثال آن حضرت در بین بلال بن رباح حبشی و خالد بن رویحه خثعمی برادری قرار داد و همچنین در بین غلام خود زید بن حارثه عجمی و عموی خود حمزه ابن عبدالمطلب قریشی، بین سلمان فارسی و ابودرداء، بین خارجه بن زید و ابوبکر صدیق و بین عمار بن یاسر و حذیفة بن یمان پیمان برادری برقرار نمود.
با این حال مطلبی که می خواهم بعد از بحثهای گذشته به آن بپردازم، این است که برادری و محبت اسلامی از بزرگترین عواملی است که در راه رسیدن امت اسلام به قلهی رفیع سروری و عزت و سرافرازی و به دستگیری زمام علم و تمدن تأثیر به سزایی دارد.
همین اروپای امروز که به ادعای خود رهبری فرهنگ و تمدن پیشرفته عصر حاضر را به عهده گرفته و صدای بوق و کرنایش گوش جهانیان را پر کرده است، قرنهای متمادی از آب زلال و روان فرهنگ و تمدن اسلامی استفاده نمود و به تدریج از چشمه سار علوم و معارفی که مسلمانان در آنها نوابغ روزگار بودند خود را سیراب کرد، تا سرانجام هم اروپا و هم سرزمینهای شرقی توانستند خود را به قلهی تمدن مادی و بلندای علوم و اکتشافات در عصر جدید برسانند و این چیزی است که اکثریت قریب به اتفاق متفکران و دانشمندان فلاسفهی جهان در جاهای گوناگون به آن شهادت میدهند.
انسان مسلمان هنگامی که احساس کرد با مسلمانی برادر است و نباید به او ظلم کرده و خوار و سر شکسته نماید و از او کنارهگیری کند. و هنگامی که دانست ایمانش کامل نمی شود، مگر اینکه آنچه را برای خود میخواهد برای برادرش هم بخواهد و آنگاه که فهمید مؤمن واقعی نیست اگر با شکم سیر بخوابد و بداند که همسایهاش با گرسنگی بر پهلو دراز کشیده و آنگاه که شعار دل خود ساخت که با دیگر برادران ایمانیش در دردها و آرزوها همانند پیکری واحد است.
بالاخره انسان مسلمان آن زمان که در نفس خویش و در اعماق وجدانش تمامی این معانی خالصانهی برادری را احساس نمود، بیدرنگ با تمام وجود به منظور تحقق بخشیدن به مفاهیمی چون تعاون، تکافل، مهربانی و ایثار و... نسبت به هر انسانی که رابطه محبت و برادری اسلامی آنان را با هم مرتبط میسازد، با همتی عالی به پا خاسته و به حرکت در میآید به خصوص اگر برادرانش نیازمند کسی باشند که غم و اندوه را از دلشان دور کند و در سختیها و تنگناهای زندگی به یاریشان بشتابد و در هنگام وارد شدن مصائب برای آنان یاوری غمخوار و در ایام عجز و تنگدستی برایشان دوستی مهربان و فداکار باشد. این خود از مهمترین وظایف برادری و از روشنترین مقتضیات ایمان است.
ای برادران مسلمان! بکوشید تا روح برادری و محبت خدایی را در اعماق وجودتان استحکام بخشید و با تلاش خالصانه و ارادهی شکست ناپذیر خویش وحدتی فراگیر در میان مسلمانان متحقق سازید و دین جاودانهی خدا را در اقطار زمین منتشر کرده و قامت منارههای تمدن اسلام که همواره به خیر و نیکی پابرجا و به نور هدایت ابدی میدرخشند، در فضای بیکران آسمان دنیا بر افراشته نمایید و در جوامع انسانی اصول و مبادی محبت و انسانیت را تحقق بخشید.
راستی که جامعههای اسلامی در عصر حاضر چقدر نیازمند برادرانی مؤمن، مردانی با محبت و جوانانی فداکار و مخلصند که در وجودشان حامل شریفترین معانی محبت و اخلاص و وفاداری هستند. به امید روزی که دولت متلاشی شدهی اسلام و عزت و حیثیت از دسترفته مسلمانان بار دیگر به آنان باز گردد. {و ما ذلک علی الله بعزیز} [ابراهیم:20]
در پایان ای جوانان مسلمان و ای لشکریان دعوت اسلامی! شما امروز در بنای دولت با عزت اسلام و ایجاد وحدت و هماهنگی در بین مسلمانان و اعادهی خلافت راشده در زمین و باز گرداندن منزلت و اعتبار ملتهای ستم دیده در جهان و امید مسلمانانی هستید که با چهرهای گشاده به شما مینگرند.
امروز چشم امید انسانها در هر مکانی به شماست؛ زیرا که شما مجاهدان راه آزادی، سپاهیان رهاییبخش، داعیان حق و آفتاب هدایت هستید. ای جوانان مسلمان! تلاش کنید که در التزام به برنامههای اولیهی برادری، در عمق بخشیدن به روح اخوّت اسلامی در ادای حقوق و قیام به وظایف آن در رفتار و معاملات اجتماعی همراه با مهر و محبت و خلاصه در دنبال کردن و پیگیری آثار برادری و برداشت ثمرات و نتایج آن برای جوامع اسلامی سرمشقی شایسته و اسوهای حسنه باشید؛ چرا که در واقع برای تأثیر در روحیهی افراد و امتهای مختلف هیچ چیزی مهمتر از سرمشق نیک و الگوی عالی نیست.
ای جوانان مسلمان! تاریخ با کمال غرور و افتخار مینویسد که اسلام به جنوب هند و سیلان و جزایر لکدیف و مالاوی در اقیانوس هند رسید و سرزمین تبت و سواحل چین و فیلیپین و جزایر اندلس و شبه جزیرهی ملایو را در اختیار گرفت و تا اواسط قاره آفریقا و ممالک سنگال، نیجریه، سومالی، تانزانیا، ماداگاسکار، زنجبار و غیر آنها گسترش یافت. این پیشروی ناگهانی و حیرتآور اسلام که تمامی جهانیان را به شگفتی وا داشته بود، همانا از مجاهدت و فداکاری انسانهایی بود که برای ملتهای جهان مقتدایانی شایسته و سرمشقهایی عالی به شمار میرفتند.
آنان برای تاجران در معاملات صادق، برای دعوتگران در محبت خالص، و برای مسلمانان در حسن سلوک و مکارم اخلاق سرمشقهایی گرانبها بودند که با کلمهی طیبه و موعظهی حسنه با ملایمت و مهربانی، انسانها را آنچنان عاشق و شیدای خود نمودند که در کمترین زمانی دسته دسته در دین خدا داخل گردیدند و با دلی سرشار از ایمان، ضمیری مطمئن و رغبتی کامل از آن استقبال کردند.
در حقیقت اگر آن تاجران مسلمان به حسن معامله، و آن دعوتگران راستین به صفای محبت، و در کل، اگر امت اسلام با اخلاق کریمه در میان جوامع گوناگون ممتاز نمیبودند، هیچگاه قابل تصور نبود که در مدت کوتاهی میلیونها انسان از نژادهای مختلف و سرزمینهای متفاوت در برابر آیین اسلام سر تسلیم و تواضع فرو آورند و هنوز هم ممکن نبود در سایهی عدالت و رحمت اسلام قرار گیرند و از ظلمات کفر و توحش و نادانی به روشنایی صلح و تمدن و سعادت اسلام راه یابند.
تا چه اندازه دعوت اسلامی آسان و دلپذیر است. در میان سپاهیان و دعوتگران دین خدا و کسانی که با آنها ارتباط دارند، جوانانی مؤمن، با محبت، متحد و حافظ ارزشهای اخلاقی پیدا میشوند که مبادی اسلام را در رفتارشان مجسم میسازند و تفکرات دینی را با شخصیتهای خویش میآمیزند و فضایل اسلامی و اخلاقی را در حرکات و سکناتشان به نمایش میگذارند!
هنگامی که دعوت اسلامی در عصر حاضر نمونههای ارزشمندی از خود ارائه دهد، مسلّماً تأثیر به سزایی در تحولات فکری جامعه خواهد داشت؛ زیرا با ارائهی نمونههایی که در اخلاق و رفتارشان سرمشق دیگرانند، دعوتگرانی که به حسن برادری و اخلاص و تقوا دارای امتیازند و هزاران جوان پرشور و پاکنهادی که قبل از آنکه متأثر شوند، دیگران را تحت تأثیر قرار میدهند، طولی نخواهد کشید که دایرهی دعوت اسلامی هزاران مجموعهی انسانی را که خدا را پروردگار، اسلام را دین، قرآن را امام و محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را پیامبر خدا دانسته و به آن ایمان داشته باشند، در اختیار خواهد گرفت و در میدان انتشار اسلام شادابترین و با نشاط ترین ثمرات و پاکیزهترین میوهها را در دامن خویش پرورش خواهد داد.
{ربّنا تقبل منّا إنک انت السَّمیعُ العَلیمُ}
ما را از دعای خیر خود بی بهره نگذارید
منابع:
◄ برادری ایمانی
نوسنده: عبداللع ناصح علوان
مترجم: رئوف موحد
نشر احسان/ نوبت چاپ: اول-1386
◄ راه سعادت
نویسنده: دکتر مجدی الهلالی
مترجم: هیوا هفیدی
نشر احسان/ نوبت چاپ: اول-1386
◄ اخلاق مؤمن
نویسنده: عمرو خالد
مترجم: سمیه اسکندری فر
انتشارات واسع/ نوبت چاپ: دوم -1386
منبع:برادری
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۸/۱۷ ساعت ۱۰ ب.ظ توسط ربانی
|
بشری روزنه ای است برای تابیدن نور .نگاهی بشارت آمیز به سیر حوادث دارد ودر تلاش است مژده بخش روشنی ومحبت باشد به امید رویش ایمان در درونهای خسته ی امروزی گام نهاده وهدیه های خود را خالصانه درمعرض دیدگان می نهد .