آيا پيامبر اسلام بجز قرآن كريم معجزه ي ديگري نيز داشته است ؟
د. يوسف قرضاوي
مترجم : احمد عباسي
هر ساله در سالگرد تولد پيامبر بزرگوار اسلام (ص) پيرامون معجزات حسي و مادي پيامبر بويژه معجزات مربوط به هجرت ايشان از مكه به مدينه مجددا اختلاف نظر ميان مسلمانان و پيروان آن حضرت در مي گيرد ، از جمله اينكه خداوند در شب هجرت چشم مشركان جمع شده حول حوش خانه ي پيامبر (ص) را كور گردانيد تا اينكه ايشان از گزند آنان در امان ماند و صحيح و سالم پيش چشم آنها بيرون رفت و يا عنكبوت تار خويش را روي غار محل سكونت پيامبر (ص) تنيد و نتوانستند جاي ايشان را تشخيص دهند . در اين ميان برخي معجزات مذبور را انكار و برخي ديگر مورد تأييد قرار مي دهند .
استاد گرانمايه دكتر يوسف قرضاوي جهت روشن نمودن اين موضوع مي گويد :
بسم الله و الحمد لله و الصلاة و السلام علي رسول الله و بعد :
مسلمانان پيرامون معجزات حسي پيامبر (ص) و بخصوص معجزات هجرت به سه گروه منقسم مي شوند :
گروه نخست : در تأييد و اقبات آنها زياده روي كرده و براي تأييد ديدگاه خود به هر كتابي اعم از كتابهاي پيشينيان و پسينيان ، به نقد و غربال روايات اهتمام داده باشند يا نه ، با اصول كلي سازگاري داشته باشند يا نه و خواه دانشمندان محقق انها را پذيرفته باشند يا نه ، تمسك مي ورزند ؛ مهم اين است كه آن مطالب در كتابي آمده باشد گرچه نويسنده ‹‹اشهد ان عليا ولي الله›› شناخته شده هم نباشد ، يا در قصيده اي از قصايد ستايش پيامبر (ص) يا در داستان و ماجرا ي تولد ايشان كه هر ساله بخشهايي از آن در ماه ربيع الاول بازگو مي گردد و در امثال آن گونه منابع و مراجع يافت شود .
ديدگاه اين گروه عاميانه و ارزش نقد و بررسي را ندارد ، چه كتابها هم مطالب قوي ، پذيرفتني و صحيح را در بر دارند و هم مطالب ضعيف ، مردود و دروغين را در خود جايي داده اند .
فرهنگ ديني ما به آفت اين دسته نويسندگان غير محقق مبتلا شده است كه دنبال مسائل و سخنان شگفت اور رفته و كتابهايشان را آكنده از آنها مي نمايند گر چه با نقل صحيح و عقل صريح منفات هم داشته باشند .
برخي از نويسندگان به بهانه ي اينكه حكمي شرعي بر اين امور مترتب نمي شود به صحت آنها اعتنائي نمي ورزند ؛ بنابر اين هر گاه در زمينه ي حلال و حرام روايت كرده اند در سند روايتها سخت گيري نموده و به نقد و غربال مرويات پرداخته اند ، ولي وقتي در باب فضائل و تهديد و تشويقها روايت نموده ند كه شامل مهجزات هم مي گردد اغماض و كم توجهي كرده اند.
نويسندگان ديگري هستند روايات و احاديث را با سندشان ( فلاني از فلاني از فلاني ) ذكر مي نمايند و به نقد و ارزيابي اين اسناد نمي پردازند كه آيا صحيح اند يا نه ؟و همچنين به بحث و بررسي راويان آنها اعتنائي نمي نمايند كه آيا مورد اعتماد و پذيرفتني اند يا دروغ پرداز و بي اعتبار ؟ . خود را بدين امر قانع كرده اند كه با ذكر سند مسئوليت خويش را انجام داده و ديني به گردنشان باقي نمانده است .
ولي اين امر نسبت به علماي دوره هاي نخست كافي بود ، و اما نسبت به دوره هاي بعدي – و به ويژه دوران معاصر – ذكر سند هيچ فائده اي ندارد و مردم به نقل قول از كتابها بدون توجه به ذكر سند عادت كرده اند .
اين است موضع گيري قسمت عمده ي نويسندگان دوران ما به هنگام نقل قول از تاريخ طبري ، طبقات ابن سعد و ديگر منابع و مراجع تاريخي .
گروه دوم : در نفي و انكار معجزات . نشانه هاي حسي پيامبر (ص) مبالغه و زياده روي مي نمايند ، به دليل اينكه معجزه ي پيامبر (ص) تنها قرآن مي باشد و عربها در راستاي آوردن و ترتيب و تنظيم همچون او يا ده سوره و يا تنها يك سوره ي آن مبارزه طلبي شدند .
وقتيكه مشركان برخي نشانه هاي حسي و مادي را از پيامبر (ص) درخواست نمودند ، آياتي از قرآن حكيم در رد قاطع خواسته هاي ايشان فرود آمد ، آنجا كه مي فرمايد : (وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا . أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا . أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً . أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً = و گفتند تا از زمين چشمهاى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد . يا [بايد] براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى . يا چنانكه ادعا مىكنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر [ما حاضر] آورى . يا براى تو خانهاى از طلا[كارى] باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو [هم] اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم بگو پاك است پروردگار من آيا [من] جز بشرى فرستاده هستم ) ‹ اسراء / 90 - 93 ›
در جايي ديگر علت نفرستادن آيات و معجزات مادي را چنين بر مي شمارد : (وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا = و [چيزى] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان آنها را به دروغ گرفتند و به ثمود مادهشتر داديم كه [پديدهاى] روشنگر بود و[لى] به آن ستم كردند و ما معجزهها را جز براى بيمدادن [مردم] نمىفرستيم ) الاسراء/ 59 ›
در سوره اي ديگر در رد درخواست آنان بيان مي دارد كه تنها قرآن كريم جهت تأييد و پشتيباني محمد (ص) كافي است : عنكبوت 51حكمت و خواست بر اين امر امر مقرر گشت كه معجزه ي پيامبر (ص) عقلي و ادبي باشد نه حسي و مادي ، زيرا معجزه ي عقلي براي بشر شايسته تر مي باشد ، پس از آنكه مراحل اولي و كوركانه ي خويش را پشت سر گذاشت ، و تا با سرشت و خصوصيت پيام جاودان آخرين پيامبر سازگر تر باشد ، چه معجزات حسي به محض واقع شدن پايان مي پذيرند ولي معجزات عقلي جاودان و ماندگارند .
آنچه در صحيح بخاري آمده كه پيامبر (ص) خدا مي فرمايد : ( هر پيامبري معجزات و نشانه هايي مه وي داده شده كه انسانها بدانها ايمان آورده اند . ولي آنچه به من داده شده پيامي است كه خداوند برايم فرستاده است و لذا اميدوارم در روز آخرت بيش از همه پيامبران پيرو و دنباله رو داشته باشم ) گفته هاي گذشته را تأييد مي نمايد .
به نظر من دو چيز باعث شده اين گروه چنين موضع گيري را اتخاذ نمايند :
1- فريفته گشتن مردم به پيشرفتهاي سرسام آور علوم تجربي كه بر اساس پايداري اسباب و لزوم تأثير گذاري آنها در معلول و نتايج استوار مي باشند ، تا جايي كه عده اي چنين گمان برده اند كه تأثير اسباب در نتايج لزومي عقلي و تخلف ناپذير است ، چه بايد آتش بسوزاند ، چاقو ببرد ، جسم بي جان به جاندار تغيير پذيرد ، امكان ندارد مرده به چار چوب زندگي برگردد و... .
2- افراط و مبالغه ي گروه نخست در اثبات معجزات تا جايي كه قانون و اصل اسباب و سنتها را كه خداوند اساس اين جهان هستي را بر آن بنا نهاده ، باطل و بي اعتبار مي سازد . و اكثر اوقات با افراط و زياده روي پاسخ زياده روي داده مي شود .
در اينجا معتدل ترين ديدگاه ميان دو گروه مزبور نمايان مي گردد كه بنده آن را ترجيح داده و مي پذيرم ، و چكيده ي آن به شرح زير مي باشد :
1- قرآن كريم بزرگترين دليل و نخستين معجزه ي پيامبر بزرگوارمان به شمار مي آيد ، كه همه ي مردم و به ويژه عربها را به وسيله ي آن به مبارزه طلبيد . و قرآن باعث تمايز و برتري نبوت محمد بر ساير نبوتهاي گذشته بود لذا دليل صادق پيامبري محمد (ص) خود موضوع رسالتش مي باشد ، و قرآن است كه از طريق هدايت ، علوم ، اعجاز لفظي و معنوي و خبر دادن از گذشته ، اكنون و آينده همگان را ناتوان نموده است .
2- خداوند متعال آخرين پيام آورانش را به وسيله ي ايات و نشانه هاي مادي فراواني و معجزات حسي زيادي ارج نهاده ، ولي مقصود از انها مبارزه طلبي يعني اقامه حجت بر صدق نبوت و پيامش نبوده است ، بلكه تنها به منظور تقدير و احترام و يا رحمت و لطفي و تدييد و حمايتي براي پيامبر (ص) و توجه و اهتمام به ايشان و دنباله روانش به هنگام بلايا و سختيها صورت گرفته اند ؛ لذا اين گونه معجزات به دنبال درخواست كافران و مشركان انجام نشده بلكه لطف و مرحمتي از طرف خداوند براي پيامبر و مؤمنان بوده است . مانند معجزه ي « اسراء » ( در شب بردن ) كه قرآن بدان تصريح نموده ، معراج كه قرآن اشاره كرده و در احاديث صحيحي آمده است ، فرود آمدن فرشتگان به منظور تقويت و تجكيم صفوف مؤمنان در جنگ بدر ، فرود آمدن باران در آن جنگ براي اب دادن و پاكيزه گردانيدن ايشان در حالي كه مشركان با وجود آنكه در مجاورت و نزديكي آنان قرار داشتند از آن بي بهره ماندند ، حمايت خداوند از پيامبر (ص) و همراهش ( ابوبكر ‹ رض›) در غار ثور به هنگام هجرت ايشان از مكه به مدينه هر چند كه مشركان بدانجا رسيده و اگر زير پاي خويش را نگاه مي كردند پيامبر (ص) و ابو بكر را مشاهده مي نمودند و ديگر معجزاتي كه به نص قرآن كريم ثابت شده اند .
و نيز مانند سير گردانيدن عده ي زيادي از غذايي اندك در جنگ احزاب و تبوك .
3- ما اين دسته از معجزات را تأييد نمي نماييم جز آنهايي كه قرآن بدانها تصريح كرده و يا در سنت صحيح و ثابت آمده اند . ولي غير از آنها كه كتابها از آنها انباشته گشته اند ، نمي پذيريم و ارزشي برايشان قائل نمي شويم .
از جمله معجزات صحيح و ثابت به موارد زير اشاره خواهيم نمود :
1- گروهي از صحابه روايت كرده اند كه پيامبر (ص) در آغاز روي تنه ي دارخرمايي به ايراد خطبه مي پرداخت ، وقتي منبر براي ايشان تهيه شد و براي ايراد خطبه بالاي آن رفت ناله اي از تنه ي درخت شنيده شد همچون ناله ي شتر براي بچه اش ، سپس پيامبر (ص) پيش آن رفت دستي بر آن ماليد و آرام گرفت .
علامه تاج الدين سبكي مي گويد : خبر ناله ي تنه متواتر محسوب مي گردد ، زيرا حدود بيست نفر صحابه آن را از طرق صحيح زيادي گزارش نموده اند كه موجب حصول يقين در آن باره مي گردد . قاضي عياض نيز در : ‹ الشفاء بتعريف حقوق المصطفي › حكم به تواتر خبر مزبور مي نمايد
2- بخاري ، مسلم و ديگران از اصحاب سنن و مسانيد از گروهي روايت كرده اند كه در برخي سفرها و جنگهاي پيامبر (ص) همچون جنگ حديبيه ، تبوك و ... به گونه اي غير متعارف آب فوران كرد .
مسلم و بخاري از انس روايت مي كنند كه پيامبر (ص) و يارانش در ‹ زوراء › بودند ، ايشان ظرفي پر از آب خواستند وقتي ظرف آورده شد دستش را در آن انداخت و در نتيجه آب از ميان انگشتانشسرازير گشت و همه ي حضار از آن وضو گرفتند .
بخاري از براء بن عازب روايت نموده كه در روز حديبيه هزار و چهارصد نفر خدمت پيامبر (ص) بودند ، همه ي آب چاه حديبيه را تخليه كردند ، وقتي خبر به پيامبر (ص) رسيد آمد و كنار لبه ي چاه نشست و سپس ظرف آبي را درخواست نمود ، وضو گرفت و آنگاه مقداري از ان را در گلو گردانيد و دعا كرد و پس از آن آب گلو را در ظرف مزبور ريخت ، براء مي گويد كمي پس از آن سر چاه رفتيم و آب مورد نياز براي خود و حيواناتمان بيرون كشيديم .
احاديث وارده درباره ي جريان آب براي پيامبر (ص) فراوان و از صحيح ترين طرق روايت گشته اند .
3- كتابهاي سنت پر از پذيرش دعاها و درخواستهاي پيامبر (ص) از سوي خداوند متعال مي باشد ، مانند : دعاي فرود آوردن باران ، پيروزي در روز جنگ بدر ، درخواست فهم و بينش ديني براي ابن عباس ، دعاي اولاد زياد و طول عمر براي انس ، دعا عليه برخي كساني كه ايشان را آزار رسانده بودند و ... .
4- آنچه در مورد خبر از مسايل غيبي از ايشان وارد شده كه برخي از آنها در حيات ايشان تحقق يافت و پاره اي ديگر پس از فوت او به وقوع پيوست ، مانند : آزاد سازي سرزمين يمن ، بصري و فارس ، گفته ي ايشان به عمار كه : ( گروهي ستمگر و سركش تو را از پايي درخواهند آورد ) ، سخن او خطاب به حسن فرزند امام علي (رض ) كه : ( اين پسرم آقا است و خدا وي را وسيله ي آشتي ميان دو گروه از مسلمانان قرار خواهد داد ... ) و مانند خبر از آزاد سازي « قسطنطينيه » و ديگر مناطق .
در اينجا به ذكر نمونه اي از معجزات مشهور ميان مردم اكتفا مي نماييم مبني بر اينكه وقتي پيامبر (ص) به هنگام كوچ از مكه به مدينه در غار ثور خود را ناپديد نمود و سكني گزيد ، دو كبوتر آمده روي منفذ غار لانه كرده و تخم گذاشتند ، چنانكه درختي روييد و بزرگ گشت و دهانه ي غار را پوشاند . اين امر چيزي است كه در هيچ يك از احاديث صحيح ، حسن يا ضعيف نيامده است. و اما تار عنكبوت بر روي غار در روايتي آمده كه برخي از علمائ آن را حسن دانسته و عده اي ديگر ضعيف مي دانند .
ظاهر قرآن بر اين نكته دلالت دارد كه خداوند متعال در روز هجرت پيامبر (ص) را به وسيله ي لشكرياني غير محسوس و نامرئي پشتيباني كرده است ، چنانكه مي فرمايد : (إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ = اگر او [پيامبر] را يارى نكنيد قطعا خدا او را يارى كرد هنگامى كه كسانى كه كفر ورزيدند او را [از مكه] بيرون كردند و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه كه در غار [ثور] بودند وقتى به همراه خود مىگفت اندوه مدار كه خدا با ماست پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهيانى كه آنها را نمىديديد تاييد كرد و كلمه كسانى را كه كفر ورزيدند پستتر گردانيد و كلمه خداست كه برتر است و خدا شكستناپذير حكيم است ) ‹ توبه / 40› ، حال آنكه عنكبوت و كبوتر سربازاني مرئي و محسوس اند و بدون ترديد تأييد و حمايت به وسيله ي لشكرياني غير قابل مشاهده بيشتر و بهتر بر قدرت نا محدود خداوند و عجز و ناتواني انسان دلالت مي كند .
اين گونه معجزات از طريق قصايد سروده شده در مدح و ستايش پيامبر (ص) از سوي متأخران و به خصوص قصيده ي « برده » بوصيري ميان مسلمانان رايج شده است . بوصيري در قصيده ي مزبور چنين مي گويد :
ظنوا الحمامة و ظنوا العنكبوت علي خيرالبرية لم تنسج و لم تحم
وقاية الله اغنت عن مضاعفة من الدروع و عن عال من الاطم
گمان برده اند كبوتر و عنكبوت بر روي برترين مردم نبافت و به پرواز در نيامد ، ولي حمايت و نگهدار ي خداوند از چندين و چند برابر زره ها و قلعه هاي بلند و مستحكم بي نياز ساخته است .
اين است موضع گيري ما نسبت به پديده هاي اعجاب انگيز و معجزات منسوب به پيامبر گرامي اسلام .
بشری روزنه ای است برای تابیدن نور .نگاهی بشارت آمیز به سیر حوادث دارد ودر تلاش است مژده بخش روشنی ومحبت باشد به امید رویش ایمان در درونهای خسته ی امروزی گام نهاده وهدیه های خود را خالصانه درمعرض دیدگان می نهد .