چرا به پیامبر (صلی الله علیه وسلم) عشق و محبت میورزیم؟
1. هر کسی در میدان محشر با دوست و رفیق خود محاسبه می شود. در روایت آمده است شخصی نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) آمدند و عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) روز قیامت چه وقت فرا میرسد؟» پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند من از آن بی اطلاعم، سپس «شخص گفت من خدا و رسولش را دوست می دارم پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: شما در روز قیامت با همان کسانی خواهی بود که دوستشان داری و با این عشق و علاقه خود نسبت به خدا و رسولش به دیدار و زیارت آن بر حوض کوثر خواهی رسید و جرعه آبی مبارک که هیچ گونه تشنگی بعد از آن نخواهد بود خواهی چشید. هم چنین در روایتی که از قرطبی نقل شده آمده است: ثوبان خدمتگذار پیامبر (صلی الله علیه وسلم) که شدیدا به ایشان محبت می ورزیدند و طاقت و تحمل دوری از ایشان را نداشتند روزی به محضر آن شرفیاب می شوند در حالی که رنگ از صورتش پریده و حزن و ناراحتی چهره او گویای این غم و اندوه بود، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند تو را چه شده از برای چه رنگ بر چهره ات نمانده؟ ثوبان (رضی الله عنه) می گوید یا رسول الله (صلی الله علیه وسلم) مرا هیچ خسارت جسمی و مالی پیش نیامده فقط وقتی از شما دور می شوم احساس تنهایی کرده و از آن وحشت می کنم این حالت، شوق رسیدن من به شما را دو چندان میکند، اما چیزی که ناراحتی من را دو چندان کرده این است که می ترسم در آخرت شما را نبینم چون شما در جایگاه رفیع انبیا سکنی خواهی گزید و من اگر به بهشت وارد شوم در منزلی دور از جایگاه شما خواهم بود، و اگر به بهشت نیایم تا ابد شما را زیارت نخواهم کرد. خداوند این آیه را در حق او نازل می کند: «کسی که از خدا و پیامبرش اطاعت کند همنشین کسانی خواهد بود که خداوند بدیشان نعمت داده است از پیامبران، راستروان، شهیدان و شایستگان و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند»
2. ایشان نماد رحمت و شفقت و هدایت هستند. خداوند می فرمایند: «ما تو را جز به عنوان رحمت جهانیان نفرستاده ایم. اگر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نبود عذابی سهمگین بر امت نازل گشته و آن ها را از بین می برد. پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رحمتی است برای همه مردم، مومنان این رحمت را قبول کرده و به وسیله این رحمت بیکران هم در دنیا هم در آخرت از آن منتفع گشته اما کافران دواء شفاء این رحمت را انکار کرده و دچار خسران دنیا شدند. پیامبر (صلی الله علیه وسلم) بسان درمانی می ماند که اگر کسی از آن استفاده کند علاج پیدا می کند و عدم استفاده از آن طبیعت دارویی و درمانی آن را منکر نمی شود.
3. جمادات و گیاهان او را دوست دارند تو چطور؟ ستونی که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) قبل از ساختن منبر پشت بر آن می نهادند و خطبه می خواندند، وقتی که منبر ساخته شد و پیامبر (صلی الله علیه وسلم) بر منبر بالا رفت آن ستون از دوری پیامبر (صلی الله علیه وسلم) بنای ناله گذاشت و هم چو ارباب عقول از هجر رسول ناله می کرد، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) از بالای منبر پایین آمدند و آن را در آغوش گرفتند و آن را بسان بچه کوچک تکان داده تا ناله آن اسکان پیدا کند، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند اگر نه او را در آغوش می گرفتم تا قیام قیامت همی ناله می کرد. حسن بصری وقتی این روایت را می خواند گریه می کرد و می گفت این ستون در دوری نبی اکرم ناله و زاری می کرد در حالی که ای مومنان شما سزاوارتر و شایسته تر به عشق و محبت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) هستید.
4. ایشان چقدر ما را دوست دارند. پیامبر (صلی الله علیه وسلم) گفته خداوند در مورد ابراهیم (علیه السلام) را تلاوت می کند که می فرماید: «پروردگارا این بتها بسیاری از مردم را گمراه ساخته اند پس هر که از من پیروی کند او از من است و هر کس از من نافرمانی کند تو که بخشاینده و مهربانی.» هم چنین گفته خداوند در مورد عیسی را تلاوت می کند که می فرماید: «اگر آن ها را مجازات کنی بنده تو هستند و اگر از ایشان گذشت کنی تو خود دانا و توانایی»
بعد از تلاوت ایشان هر دو دست خود را به سوی آسمان ها بلند کرده و با چشمانی گریان می فرماید: خدایا به داد و فریاد امتم برس، خداوند به جبرییل دستور می دهد که به سوی پیامبر (صلی الله علیه وسلم) برود و دلیل گریه او را بپرسد، جبرییل امین در مورد گریه او سوال می کند پیامبر (صلی الله علیه وسلم) جبرییل را بر آن چه که هست مطلع می کند و می فرماید: «خداوند بر آن چه در ضمیر دارم آگاه است» سپس خداوند به جبرییل می فرماید: «به جانب پیامبر (صلی الله علیه وسلم) برو و به او این مژدگانی را بده که من از خطا و اشتباهات امت او گذشتم.»
5. کامل شدن ایمان در محبت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) است. پیامبر(صلی الله علیه وسلم) می فرمایند: هیچ یک از شما ایمانش کامل نخواهد بود مگر آن که من نزد او از فرزندان و پدران او و تمامی مردم محبوبتر باشم. تفسیر عینی این حدیث را در گفت و گوی عمر و پیامبر مشاهده می نماییم، آن گاه که عمر فاروق (رضی الله عنه) به ایشان عرض نمودند: «ای رسول خدا شما نزد من از هر چیزی محبوبتر و دوست داشتنی تر هستید به غیر از نفس خودم پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به ایشان فرمودند ای عمر در کامل شدن ایمانت باید از خود تو نزد تو محبوبتر باشم عمر (رضی الله عنه) فرمودند قسم به خدا هم اکنون از خود من هم محبوبتری پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند اینک ایمانت کامل شد.»
6. در طایف مشرکین به خاطر اذیت و آزار پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به دو صف تقسیم شدند هنگامی که آن از میان آنان می گذشت ایشان را به باد تمسخر و سنگ گرفتند تا این که پاهای مبارک خونین شدند و پیامبر (صلی الله علیه وسلم) آن واقعه را از تلخ ترین مراحل دعوت خود یاد می کند. پیامبر (صلی الله علیه وسلم)، اسلام را بر عامر بن صعصعه عرضه می دارد و از او یارای طلب و همکاری می نماید در این اثناء بحیرة بن افراس بر آن ها وارد می شود و در نهایت بی رحمی و قساوت قلبی پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را مورد اذیت و آزار کلامی خود قرار می دهد و ایشان را تهدید می کند که اگر دست از این کار بر ندارد گردن او را خواهد زد، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) وقتی سوار بر شترش می شود بحیرة شتر را مورد اذیت قرار داده و پیامبر (صلی الله علیه وسلم) از بالای آن بر زمین می افتد.
شما ای مخاطبین گرامی، حالت و وضعیت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را در آن زمان تصور کنید، کسی که پنجاه سال از سن مبارکشان گذشته ایشان را از پشت شتر که حدودا ارتفاع آن به دو و نیم متر می رسد به پایین پرت می کنند، اما باید گفت که مسولیت و رسالت ایشان همه این اذیت و آزارها را نزد او ساده و آسان جلوه می داد. هم چنین بیاد آورید حالت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را زمانی که در حجر کعبه مشغول عبادت بودند در این هنگام عقبه بن ابی معیط بر او وارد می شود و پیراهن خود را دور گردن مبارکشان می پیچد و دارد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را خفه می کند در آن هنگام ابوبکر صدیق (رضی الله عنه) بر آن ها وارد شده و مانع او می شود و می گوید آیا کسی که مدعی ربوبیت خداوند است را می کشید؟ اما پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در مقابل همه این محنت ها صبر پیشه می کند، اذیت می شود کتک می خورد متهم به ساحر، کاهن، دیوانه بودن می شود، صحابه و یاران اورا اذیت و می کشند حتی قصد و آهنگ کشتن ایشان را دارند، اما ایشان در همه این موار شکیبایی کرده چون همه این ها به خاطر ماست همه این جان فشانی ها بدین سبب است که ما را از عذاب الیم و دردناک خداوند برهاند. اما علی رغم همه زحماتی که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در ح ما متحمل شده اند ما به آسانی راه و روش ایشان را ترک و به غیر او اقتدا می نماییم وای بر ما... ایشان ما را دوست داشته و به خاطر ما چه محنت ها که نکشیدند و ما را به خاطر سود و منفعتی که عاید خودمان می شود به دوست داشتن و عشق ورزیدن و پیروی کرد از راه و سنت خویش دعوت می نماید و ما بدون در نظر گرفتن آن همه زحمات و تلاش های بی شمارش دعوت او را رد کرده و از آن سر باز می زنیم. پس با کدام رو ادعای سیراب شد از حوض کوثر او را داشته و خیال شفاعت او را در سر می پرورانیم و خواهان ملاقات و دیدار با ایشان در جنت الفردوس را هستیم؟
7. پیامبر (صلی الله علیه وسلم) تواضع و فروتنی را در همه ابعاد به ما آموزش می دهند. خداوند ایشان را به پیامبری برگزید او را به عرش کبریایی خود دعوت نمود و او را مورد ستایش قرار داد، با این همه هیچ وقت خود را بالاتر از دیگران تصور نمی کرد. کسی او را صدا می زند، ای سرور ما و فرزند سرور ما و ای بهترین ما و فرزند بهترین ما، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به او فرمودند مواظب باشید شیطان شما را گمراه نکند من محمد بن عبدالله هستم هیچ وقت قدر و منزلت من را بالاتر از خویش ندانید. طرز برخورد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) با صحابه ی کرام و نحوه تواضع و فروتنی ایشان در مقابل دیگران مایه ی اعجاب اعاجم شده بود. مردی که اولین بار او را دیده بود لرزشی تمامی وجود او را در بر گرفت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) او را به آرامش دعوت کرده و فرمودند: من فرزند زنی هستم که گوشت تکه تکه می خورد. هیچ مانع و حجابی برای ملاقات وجود نداشت، کمترین مردم وقتی او را صدا می زدند دعوت آن ها را اجابت می کرد، همیشه این کلمات را با خود زمزمه می کرد: «بسان دیگر بندگان باش و خود را بالا تر از آن ها مپندار»
منبع : پایگاه اطلاع رسانی اصلاح
بشری روزنه ای است برای تابیدن نور .نگاهی بشارت آمیز به سیر حوادث دارد ودر تلاش است مژده بخش روشنی ومحبت باشد به امید رویش ایمان در درونهای خسته ی امروزی گام نهاده وهدیه های خود را خالصانه درمعرض دیدگان می نهد .