التزام دینی، حقیقت و ثمرات- بخش نخست
واژهی «التزام» یک مصطلح اسلامی مرسوم وجا افتادهی همگان است که امروزه بر زبان بسیاری از مسلمانان جاری وساری است. بویژه آن عده از آنان که متمسک به شریعت و برنامهی خدا هستند ودر راستای تطبیق وتمکین بخشیدن به آن در روی زمین تلاش وجهاد میورزند بیش از دیگران این واژه را برزبان میآورند.
شاید این امر (سخن از التزام) به حرکت و جهادی برگردد که نهضت بیداری اسلامی از زمان سقوط خلافت اسلامی تابه امروز در پیش گرفته است، حرکت وجهادی که مضمون و محتوایش تنبیه غافلان و بیدارنمودن به خوابرفتگان مسلمان، و بازگردانیدن آنان بسوی دین و برنامهی خدا ـ به وجه احسن ـ است تا منزلت امامت و رهبری سلب شده از مسلمانان را ـ که در اوّل امر از آنِ ایشان و متعلّق به آنان بود ـ بار دیگر به آنان برگرداند.
از آنجا که احتمال دارد برخی در تصوّر حقیقت «معنی» و «مفهوم» این واژه گرفتار خطا شوند یا آن را حمل برغیروجه و معنای حقیقیاش نمایند و نظر به اینکه این واژه در گذشته آن چنان شایع نبوده است لازم دیدم به طور مجمل به تحلیل و بیان معنای لغوی و اصطلاح «شرع» ی آن بپردازم.
تعریف التزام
۱ـ التزام از نظر ریشهی لغوی بر چندین معانی اطلاق میگردد از جمله:
الف) تمسُّک جستن به چیزی و چسپیدن به آن، و به گردن انداختنش. گویی «اِلْتَزَِمَِ الشئ و بالشئ» یعنی: به آن چیز متمسّک باش، و آن را بر گردن خود آویزان کن و به آن بچسب.
در فرهنگ مشهور «لسان العرب» آمده است «التزام» مرادف اعتناق (بگردن انداختن) است. [۲]
و از جملهی استعمال «التزام» در معنای اعتناق، (در گردن انداختن) حدیث شریفی است که رسول خدا (ص) در روز جنگ بدر رو به قبله ایستاده، دستها را روبه آسمان گرفته، آنهارا تا آنجا بلند کرده بود که عبایش از پشت سر برزمین افتاد و بدون وقفه خدای خود را میخواند. کسی (ابوبکر) که نزد وی بود خطاب به او گفت: (کذاک؟)ای پیغمبر خدا (ص) (مناجات تو با پروردگارت) این چنین؟ یا گفت: (کفاک) کافی است تو را (دعاکردن و خواندن پروردگارت را). [۳]
و به همین معنی است سخن عبدالله بن مغفَّل [۴] که میگوید: «در روز خیبر توشهدانی از چربی (پیه) نسیبم شد آن را در نزد خود نگاه داشتم وگفتم امروز از این پیه هیچ مقداری به کسی نخواهم داد وقتی پشت سر خود را نگاه کردم رسول خدا (ص) را یافتم که تبسُّم بر لب داشت. [۵]
ب) التزام به معنی فرض و واجب کردن بر نفس خود. مثلاً تو گویی: «التزمَ الشئ أو الأمر» آن را بر خود واجب کرد. یا گویی «الْتَزَمَ فُلانٌ لِلدولة» یعنی تعهُّد کرد مقداری از مال را در قبال زمینی از املاک دولت که مورد بهرهبرداری قرار داده است به دولت پرداخت کند، پس او ملتزم است. [۶]
ج) التزام به معنای مداومت بر چیزی ومواظبت از آن یا مصاحبت با آن. تو گوئی: «لزم الشیئ یلزمه لزماً و لُزُوماً، و لازمه ملازمة و لِزَاماً و التزمه و الزمه إیَّاه فالتزَمَ» و «رجلٌ لزمة» یعنی: ملازم و همراه و مواظب امری یا چیزی گشت و از آن جدا نشد با چیزی هم دم شد آن چیز هم همدمی او را پذیرفت. و مردی همدم است. [۷]
واژهی «لزم» در حدیث نیز به این معنی آمده است آنجا که رسول خدا (ص) میفرماید:
[مَنْ لَزِمَ الاستغفارَ جَعَلَ اللهُ لَهُ مِنْ کُلِّ ضَیْقٍ مُخرجاً وَ مِنْ کُلِّ هَمٍّ فَرجاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ] [۸]
«هرکس همدم و ملازم استغفار باشد خداوند از هر تنگنایی برای او مخرجی، و از هر اندوهی برایش گشایشی قرار میدهد و از جهت و کانالی برایش روزی میرساند که اصلاً حسابی برایش باز نکرده و به فکرش خطور نکرده است.»
«لزم الاستغفارَ» یعنی بر استغفار مواظبت و دوام ورزید و از آن جدا نشد. [۹]
قاسم بن محمد (رض) در وصف عایشه ل ـ بعد از نقل حدیث رسول خدا (ص) از وی ـ میگوید: [أَحَبُّ الأَعْمَالِ إلَی اللهِ أدْوَمُهَا وَ إِنْ قَلَّ] و کَانَتْ عَائِشَةُ ل إذَا عَمِلَتْ الْعَمَلَ لَزِمْتَهُ.
«محبوبترین اعمال نزد خداوند عملی است که دوام برآن بیشتر باشد هر چند کم باشد. عادت عایشه ل چنین بود اگر به انجام عملی بر میخاست بر آن دوام و ملازمت میکرد.»
د) انفصال و تمایز آشکار: ابن منظور در لسان العرب گوید: «التزام از نظر لغوی، ملازم چیزی بودن، و دوام بر آن است، علاوه بر این به معنای فصل در قضیه نیز آمده است، مثل اینکه واژهی التزام از صیغههای اضداد است. خداوند میفرماید:
قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ ۖ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا [فرقان/۷۷]
«بگو: اگر عبادت و دعایتان نباشد، پرورگار من اعتنائی به شما ندارد (و برایتان کوچکترین ارزشی قائل نیست. چرا که نعمتهای والای بهشت را بندگان خوب خدا در پرتو پرستش او به دست خواهند آورد). امّا شما (کفّار، رسالت آسمانی را) تکذیب میکنید و (نتیجهی بد) آن ملازم شما خواهد شد (و سزای کفر و عصیان خود را خواهید دید).»
زجّاج گوید ابو عبیده گفته: «لِزاماً: أی فیصلاً.» [۱۰]
من عقیده دارم میان این معانی مختلفه هیچ نوع تعارضی وجود ندارد بلکه از قبیل شیء و لوازم آن هستند. بدین معنی که از ایجاب چیزی بر نفس، التصاق واستمساک به آن چیز لازم میآید و حقیقت آن شیئ تنها در صورتی تحقّق عینی و واقعی پیدا میکند اگر مواظبت و مداومتِ آن چنانی برآن وجود داشته باشد که منجر به انفصال و تمایزآن فرد از دیگران در تخلّق به آن گردد.
معنای شرعی التزام
التزام از منظر شریعت یعنی: «التزام به برنامه وشریعت خداوند بر روش فرض و ایجاب، و مداومت و مواظبت بر آن؛ طوری که تمایز و انفصال از آن حاصل آید و سعادت دنیا و آخرت (فرد ملتزم) را فراهم گرداند.» التزام به این معنی با «طاعت» و «استقامت» و «صدق» و «اسلام الوجه لله» و «حاکمیت شرع خدا» و «توفیق» و «تقوا» و امثال اینها مرادف است.
برخی از نصوص وارده در فضل التزام
از آنجا که هدف و غایت از بعثت انبیا (صلوات الله علیهم أجمعین) التزام است چنانکه خداوند متعال فرموده است:
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰ ۖ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ ۚ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ اللَّـهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ [شوری/۱۳]
«از [احکام] دین آنچه را که به نوح درباره آن سفارش کرد براى شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحى کردیم و آنچه را که درباره آن به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش نمودیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقهاندازى مکنید بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوى آن فرا مىخوانى گران مىآید خدا هر که را بخواهد به سوى خود برمىگزیند و هر که را که از در توبه درآید به سوى خود راه مىنماید.»
وقتی جایگاه التزام چنین است نصوص وحی آمدهاند تا فضل آنرا تشریح کنند و منزلت آنرا تبیین نمایند.
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ [بقره/۳۸]
«فرمودیم جملگى از آن (بهشت موقت) فرود آیید پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد آنان که هدایتم را پیروى کنند برایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد.»
بَلَىٰ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّـهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ [بقره/۱۱۲]
«آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد»
قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّـهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّـهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [آلعمران/۳۱]
«بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروى کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید و خداوند آمرزنده مهربان است.»
و در سورهی نساء آیات ۱۳ و ۱۴ میفرماید:
تِلْكَ حُدُودُ اللَّـهِ ۚ وَمَن يُطِعِ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿١٣﴾ وَمَن يَعْصِ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ [نساء/۱۴و۱۳]
«اینها احکام الهى است و هر کس از خدا و پیامبر او اطاعت کند وى را به باغهایى درآورد که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در آنجاودانهاند و این همان کامیابى بزرگ است و هر کس از خدا و پیامبر او نافرمانى کند و از حدود مقرر او تجاوز نماید وى را در آتشى درآورد که همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفتآور است.»
وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ ﴿الأعراف: ١٧٠﴾
«کسانى که به کتاب [آسمانى] چنگ درمىزنند و نماز برپا داشتهاند [بدانند که] ما اجر درستکاران را تباه نخواهیم کرد.»
و در سورهی هود آیات ۱۱۲تا ۱۱۵میفرماید:
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا ۚ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿١١٢﴾ وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّـهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿١١٣﴾ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ۚ ذَٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّاكِرِينَ ﴿١١٤﴾ وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّـهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ [هود/۱۱۵ـ۱۱۲]
«پس همان گونه که دستور یافتهاى ایستادگى کن و هر که با تو توبه کرده [نیز چنین کند] و طغیان مکنید که او به آنچه انجام مىدهید بیناست * و به کسانى که ستم کردهاند متمایل مشوید که آتش [دوزخ] به شما مىرسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام یارى نخواهید شد * و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار زیرا خوبیها، بدیها را از میان مىبرد این براى پندگیرندگان پندى است * و شکیبا باش که خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمىگرداند.»
و اما در احادیث: در فرمودهی رسول خدا (ص) آمده است:
[إِنَّ الرَّجُلَ لِیَعْمَلَ بِعَمَلِ أَهْلِ الْـجَنَّةِ سَبْعِینَ سَنَـةً، فَإِذَا أَوْصَى وَحَافَ فِی وَصِیَّةٍ فَیختُمُ لَهُ بِشَـِّر عَمَلِهِ، فَیَدْخُلُ النَّارَ، وَ إِنَّ الرجُلَ لِیَعْمَلَ بِعَمَلِ أهْلِ الشَّرِ سَبْعِینَ سَنَـةً، فَیَعْدِلُ فِی وَصیةٍ فَیَخْتُمُ لَهُ بِخَیرِ عَمَلِهِ فَیَدْخُلُ الـجنَّةَ] [۱۱]
«همانا مرد هفتاد سال تمام اعمال بهشتیان را انجام انجام میدهد، اگر او در وصیتش حیف بورزد (حق افراد ذی حق را ضایع گرداند) خاتمهی کارش بر حسب عمل بدش تنظیم خواهد گردید ووارد دوزخ میشود. ومرد (دیگر) ی هفتاد سال تمام عمل دوزخیان را انجام میدهد، بعد در وصیتش عدل و دادگری را رعایت میکند در نتیجه عاقبت به خیر میشود و وارد بهشت میگردد. راوی گوید: ابو هریره میگوید: اگر دوست دارید این دو آیه را تلاوت کنید.»
تِلْكَ حُدُودُ اللَّـهِ وَمَن يُطِعِ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿النساء: ١٣﴾
«اینها احکام الهى است و هر کس از خدا و پیامبر او اطاعت کند وى را به باغهایى درآورد که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در آنجاودانهاند و این همان کامیابى بزرگ است و هر کس از خدا و پیامبر او نافرمانى کند و از حدود مقرر او تجاوز نماید وى را در آتشى درآورد که همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفّتآور است.»
حکم التزام
التزام فی الجمله فرض عین است چون عموم خطاب قرآن و سنّت به این ناطق است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿١٠٢﴾ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّـهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ [آلعمران/۱۰۳و۱۰۲]
«اى کسانى که ایمان آوردهاید از خدا آن گونه که حق پرواکردن از اوست پروا کنید و زینهار جز مسلمان نمیرید * و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانههاى خود را براى شما روشن مىکند باشد که شما راه یابید.»
و آیات فراوان دیگر در این زمینه.
انواع التزام
التزام بر دو نوع است:
۱ـ التزام عام، و این نوع از التزام، التزام خارج از محدودهی حرکت و جماعت است.
۲ـ التزام خاص: التزام در داخل حرکت و جماعت.
التزام عام: نیز به انواع زیر تقسیم میشود.
الف) التزام مسلمان در مقابل خداوند و رسول (ص) بواسطهی اطاعت از فرامین و دستورات خدا، انجام فرایض و پیروی از سنن.
ب) التزام مسلمان در قبال نفس شخص خود از طریق تحقّق بخشیدن به توازن در توجه کردن به جسم وعقل و روحش و پرورش همهی آنها.
ج) التزام مسلمان در قبال خانواده و فرزندان و نزدیکان و ذوی الأرحامش؛ از کانال قیام به مسؤولیتهایش در قبال آنان، و انفاق برآنان و نیکیکردن با ایشان.
د) التزام مسلمان در قبال جامعه و امّتش و همهی انسانها، از کانال اتصافش به اخلاق کریمهی اسلامی و دور انداختن اخلاقیات بد، و الگو بودنش در رفتار و معاملات با دیگران.
و امّا التزام خاص: آنهم به چند قسم تقسیم میشود:
الف) التزامات مشترک میان سرباز و فرماندهاش،
ب) التزام سرباز،
ج) التزام فرمانده.
و از آنجا که کُتُب و مراجع مملو از مباحث مربوط به التزام عام با همهی انواع سابقالذکرش میباشند، در این مقال بحث خود را روی التزام خاص متمرکز میکنیم...
ادامه دارد ...منبع:سایت دعوت و اصلاح
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ ساعت ۸ ب.ظ توسط ربانی
|
بشری روزنه ای است برای تابیدن نور .نگاهی بشارت آمیز به سیر حوادث دارد ودر تلاش است مژده بخش روشنی ومحبت باشد به امید رویش ایمان در درونهای خسته ی امروزی گام نهاده وهدیه های خود را خالصانه درمعرض دیدگان می نهد .