اسلام انديشه جاويدانی

 

 

 

 اسلام برنامه الهی برای زندگی بشریت است.
اندیشه اسلام اندیشهء کامل، مشعلی ازعلم وتمدن بوده که درهرعصروزمان پاسخگوی نیازهای بشربوده وباویژه گی جهان شمولی،تغیرناپذیری اندیشه و جاودانی همراه میباشد.
ودرمکتب اسلام اشخاصی تربیت شدندکه مشعل های تمدن وانسانیت رابه اروپا، آفریقاو آسیابردند.

 

 

 

  

     اسلام پدیده ایست که برای همه من وشماازنام مان نیز برایمان آشناتراست. اسلامی که نسیم عشقش فضای دل مامعطرنموده واخلاص به آن درعمق قلب ماریشه دوانیده وچون هوائیست برای زنده ماندن ما وبدون عطردل انگیزش زنده بودن نتوانیم. آری اسلام حقیقتی که تاجاودان برپاست وحرارتش مایه گرمی دل ماست.....و چه خوش است زندگی درین چمن سبز......................

گرچه اسلام دارای ابعاد گسترده وجهان بینی وسیع میباشد وسخن گفتن ازآن تمامی ندارد اماهرکس به نوبه خود ازین اقیانوس سبزاندیشه جامی برمیدارد. درین مختصرمیخواهم چکیده ازبینش اسلامی رابگنجانم.

      انسان اززمانیکه درکره خاکی به زندگی آغازنمود نیازمند یک سلسله قوانین ومقررات برای نظم وانسجام امور بودتابراساس این قوانین زندگی روزمره اش رابه پیش ببردواین قوانین حدومعیار حقوق هر شخص ازافراد ماحولش راتعین کندوسرحدی باشدبرای روابط ومعاشرت هاکه برطبق آن هر فرداجتماع بداند چه حق دارد انجام بدهد وچه انجام ندهدتانه به دیگران آسیب برساندونه دیگران به اوآسیب برسانند، نه حق دیگران را تلف کندونه دیگران حق اوراتلف کنند. بنابرین اشدضرورت انسان چنین قوانین بود امابااین وجودانسان هرچند کوشش نمودکمترتوانست چنین قوانین کامل وهمه جانبه ای راایجادکندکه درآن ارتباطات حسنه گنجانده شودتاحقوق همه افرادبشردرامان مانده باشدوهرقانونی راکه مرتب نمودطی چندسال ودوره کوتاه ازبین رفت وچه بسا قوانینی توسط بعضی انسانهای خودخواه ومتکبرساخته شد وانسان ها به سوی گمراهی وتباهی کشانید ودرین میان قوانینی که درتمام عرصه های حیات انسانی دست بشرراگرفت وازتباهی نجاتش داد _ چیزیکه انسان نیازمندوتشنه آن بود _ هماناقوانینی بودمافوق تفکر بشرکه برمبنای یکتاپرستی،عدالت، انسانیت،برادری،برابری و............. استواربود وفرا راه تاریک زندگی انسان راروشن نمود. این قوانین جز قوانین الهی نبودکه توسط انسانهای آگاه وباخردازطرف خداوندبزرگ(ج)به بندگانش فرستاده میشدتاانسانها درپرتو روشنی آن راه راازچاه تشخیص داده ودریوق استعمار وبندگی غیرخدای بزرگ ودرتنگنای تباهی گرفتارنآیند.

هدف دعوت انبیاء«ع»اصلاح بودکه برمبنای یکتاپرستی،ترک بت پرستی وخدایان گوناگون،اخوت،صمیمیت و...... استواربودوراهی رابرای انسان درنظرگرفته بودکه درآن سعادت دارین طرح ریزی شده بود _ ویژه گی که درهیچ یک ازقوانین غیرالهی سراغ نبود_ این ارجعیت بودکه قوانین الهی جاودانهء زمان ماندوامروز باگذشت قرن هاقوانین الهی درآسمان زندگی انسان میدرخشدو خورشید اسلام پیشاپیش آن جلوه گر است وهرروز فروزانتردروجودمشتاقانش وپیروانش گرمی عشق وامید میبارد.

 

اسلام برنامه الهی برای زندگی بشريت است. آری اسلام باقوانين زيباومنصفش پاسخگوی نيازهای همه اقشارجوامع جهانی درهمه اعصار است.  

  

شایددرذهن شماخواننده عزیزسوالی پیش آید که پس چراهمواره اسلامگرایان ادعامیکنندکه همه ادیان وقوانین الهی پیش ازاسلام باآمدن اسلام منسوخ شده است؟

چنانچه دربالاتذکررفت همیشه درطول تاریخ بودند انسانهای که خوکامه گی، تکبروظلم راه ورسم زندگی آنهابوده وبرای رسیدن به آمال شوم شان وبرتری یافتن برخلق خداازهیچگونه حق تلفی وستم دریغ نکردند حتی آیات خداوند«ج» رابه بهای اندک فروختند،پیامبران الهی رابناحق کشتند، بعضی پیامبران راپسران خدا خواندندوبدرجه الهیت رساندند وبرای توجیه شان آیات الهی راتغیردادند. اسلام آمد تااین چنین اشخاص را رسوانموده ویاازخواب غفلت بیدارسازد. اسلام باقوانین کامل تری و یک ویژه گی منحصر به فردش_ باقوانین کامل قرآن بامعجزهء جاویدانی_ آمد. پس لازم نبوددیگرمسلمانان به قوانین پیشین عمل کنند. منسوخ شدن ادیان قبلی به معنی ازبین رفتن آنان نیست بلکه برهر مسلمان لازم است تابه همه آنها ایمان کامل داشته ولی مکلف به عمل بدان ها نیست. وآن ادیان نیزقداست خویش رادارند.

 

علل انقراض کليسادرغرب:

 

اگرماتاریخ یهودیان ومسیحیان راچه پیش ازاسلام وبعدازآن ورق بزنیم می بینیم که رهبران دینی بعدازانبیاء(ع) بانام دین وتغیروتبدیل آیات خداچه ظلم واستبدادی رابرروی زمین انجام دادندوبنام دین باتمدن وپیشرفت علم وتکنلوژی مخالفت نموده ودین راباتمدن ناهمگون ساختند.

درحالیکه اسلام باقوانین شفافش باقرآن این بحرعلوم ومعجزهء جاودانی سرقافله تمدن بشریت شد.

برای بهتر روشن شدن موضوع باید کمی حاشیه برویم وکتاب تاریخ اروپا راورق زنیم ودرین حاشیه علل انقراض کلیسارادرجوامع غربی بررسی کنیم.

درزمانیکه جهان اسلام دراوج تمدن معنوی ومادی بود.اروپادرخواب غفلت بسرمیبردودرآن زمان کلیساحاکم اروپابودوحکومت ظالمانه ومتحجرسران کلیسابرغرب حکمروائی مینمود. آنهابانام وزیرپوشش دین هرنوع ظلم واستبداد رابرمردم قبولانده بوده وخودرانائیبان خدادرزمین میخوانندوهمه اموردنیاوآخرت راازآن خوددانسته وخود را صاحب اختیاروهمه کاره مردم میدانستند.

 

 آری درحکومت پدران روحانی هرنوع ظلم وتعدی زيرعنوان دين سالاری برمردم ضعيف وناتوان تحميل می شد.

 

این شرائط ووضع حکومت پدران دینی همه رابه ستوه آورده بود. اولین فریادهای جدائی ازکلیسااززمان آغازبیداری غرب ازخواب غفلت ودرخشش نورعلم وشگوفائی ترقی وپیشرفت وکشف حقایق علمی آغاز گردید. آن زمان که دانشمندان غربی دست به تحقیق وفناوری زدندودرین میان کلیسا رابزرگترین سد راه خویش میدانستند.کلیسای که بایدمرجع منابع علمی وترقی ومشوق دانشمندان ومشعل دار علم ومعرفت میبود اماباالعکس پدران روحانی که باکشف حقایق علمی وبیداری مردم پایه های حکومت استبدادی شان رابه تزلزل میدیدند درمقابل این پدیده های تازه قدعلم نموده ووهرنوع کشف علمی که باعقایدکلیسامغایرت میداشت رابدعت شمرده ودانشمندان راحکم تکفیرمیدادند.

 

پديده سکولاريزم:

 

اولین خشت تهداب پدیدهء سکولاریزم (دین ستیزی)توسط دانشمندان ومتفکرین غربی گذاشته شد. بخصوص گالیله یکی از برجسته ترین دانشمندان غرب که وقتی درتحقیقاتش ثابت ساخت که زمین ساکن وهموارنیست بلکه بیضوی بوده وبامهتاب بدورمحورش خورشید میچرخد. اوکه به خوبی باعقایدکلیساآشنائی داشت ومیدانست که طبق عقاید کلیسا زمین ساکن ومسطح بوده ودیگرافلاک بدورآن میچرخند.اینجابودکه تخم شک به دین واحساس حقارت دینی دراوپدیدآمدواین احساس اوزمانی به اوج رسیدکه کلیساباادعای او علم مخالفت رابرداشت وحکم تکفیراوراصادرکردواعلام داشت که اوبایدبه کلیساحاضرشده ودربرابرپدران روحانی کلام خودراپس گرفته وعذربخواهدتادوباره به مسیحیت درآید.

آری این وصله های ناجوروخرافات جاهلانه که ازطرف پدران روحانی به دین پاک عیسی مسیح«ع»چسپانده شده بودآب زلال راگل آلودمیکردتاروحانیون بتوانندماهی بگیرند.

موضعگری های نادرست ونابخردانه ومنزوی آنان درموردعلم ودانش ودانشمندان ودورماندن ازکاروان ترقی وپیشرفت تمدن مادی ومعنوی وانعطاف ناپذیری آنان باعث بوجودآمدن پدیده سکولاریزم شدوقتی ازسوی کلیساعقایدی که جزء پاره خرافات چیزی نبودبرای مردم عرضه میشدوهزاران ظلم وتعدی برمردم تحمیل میشد پیدایش این پدیده عجب نیست. عقایدی که باهیچ یک ازپدیده های علمی توافق نداشت، عقایدی که ازسرمنشاءپاک واصلش اش جداگردیده بود ومانندرودخانه شده بودکه هرسردمدارکلیسائی برای نفع خود بدان تاس آبی ریخته بود، عقایدی که هم به وحدانیت خداونداعتراف میکردوهم به ثلاث آن یعنی خداهم یکی است وهم سه.

اینجابود وقتی عصرروشنی ذهن هادرغرب بوجودآمد همه متفکرین ازدرستیزباکلیسادرآمده وکلیساهم درمقابل بسیاری ازدانشمندان رابه جرم مغایرت عقایدشان باعقایدکلیسابدارآویخت. بدین ترتیب مخالفت بادین روزبروزشدت گرفت وفزونی یافت وبه جای رسیدکه اروپایکپارچه فریادبرآورد:

 

پدران روحانی رانابودکنيد...... پدران روحانی رابرداربزنيد.........

یکی ازدانشمندان غربی میگوید: روزی به کلیسارفتم. یک روحانی وصف خداوندرامینمود به پای سخنانش نشستم میگفت: خداوندسه است. خدای بزرگ قدرتمندترازهمه است خدائیست که چنان باعظمت است طوریکه فاصله بین چشم راست وچپش سه روزفاصله است........ دانشمندادامه میدهد:چون این سخن بشنیدم ازکلیسابیرون آمدم درحالیکه دیگرهیچ عقیده ای نسبت به دین دردلم نبود.

آری علل اصلی انقراض کلیسابوجودآوردن پدیده های خرافاتی ازذهن واندیشه خودووصل کردن آنهابه اندیشه پاک مسیحیت بود. دینی الهی که سرچشمهء آن پاک بودوبانیرنگ هاواندیشه های خرافاتی ناجورمنقرض وسبب جدائی دین ازسیاست واموررهبری بشریت گردید.

 

انديشه اسلام انديشهء کامل، مشعلی ازعلم وتمدن بوده که درهرعصروزمان پاسخگوی نيازهای بشربوده وباويژه گی جهان شمولی،تغيرناپذيری انديشه و جاودانی همراه ميباشد.

 

امااسلام  این آئین پاک ومنزه خودسرچشمهء همه علوم ودانش بشری بوده واین برکسی پوشیده نیست وحتی مخالفان اسلام وغربیان به این معترفندکه درزمانیکه انسان درجهالت زندگی میکرداولین شمع تمدن راقرآن افروخت ودرپرتونورمقدسش مسلمانان افتخارتمدن یافتندوجهان رابااین نورروشن نمودندوبه نوعی محرک وزیربناسازتمدن غرب شدند.

 

ودرمکتب اسلام اشخاصی تربيت شدندکه مشعل های تمدن وانسانيت رابه اروپا، آفريقاو آسيابردند.

 

تاامروز که حدودهزاروچهارصدوچندسال ازنزول این انديشه سبز میگذرد تاکنون هیچ حقیقت ثابتی رابشرنیافته است که مخالف اندیشه اسلامی باشد بلکه انسان هر کشف تازه ای راانجام میدهدسرچشمهء آنرادرقرآن میابد.

اسلام ازنظرتمدن مادی ومعنوی غنی بوده وقوانین آن برای ساختاریک جامعه ایده آل ومتوازن وسعادتمند است که مستغنی ازمعنویت ومادیت باشد.

اسلام درتمام عرصه های علمی، ادبی، فرهنگی واجتماعی، سیاست، اقتصاد و.............. همواره پیشتاز میدان بوده ودساتیرش دوای دردتمام الم هاومشکلات جوامع بشری درهرعصروزمانست.که این قوانین باحکمت ودرایت الهی آمیخته بوده که نسل بشرازتدوین چنان قوانین جامع وفراگیرعاجزبوده وتاکنون چنین قوانین ناب و موردقبول همه ساخته نشده ونخواهدشد.

هریک ازابعاداسلام که درفوق ذکرگردید درخور بحث مفصل وجداگانه بوده که درین مختصرمجال پرداختن بدان نیست امابطورمختصرقطراتی چندازین بیکرانه هارابه خوانش مینشینیم:

 

قرآن گنجينهء علوم:

 

 بی شک وشبهه قرآن پاک کلام عالم مطلق وواقف ازهمهء اسرارعلمی است. گنجینهء علم ومعرفت است که اگرمابه آیات قرآن تفکروتدبرنمائیم هیچ آیه درقرآن نیست که ازیک موضوع علمی بحث نکرده باشد.

درابتداوقرن های پیش که انسانهاهنوزبه اسرارعلمی طبیعت واقف نشده بودنداین حقیقت فقدبصورت اعتقادی بین مسلمانان وجودداشت. اماامروزه که هرروزپیشرفت جدیدی درزندگی انسان بوجودمی آیدو مسائل علمی جدیدکشف میشود پرده ازروی حقایق قرآن برداشته میشود زیراحتمآ آن پدیده علمی بطور ریشه ای درقرآن ذکرگردیده که قبلآ فکربشرمتوجه آن نشده بوده است.

قرآن پاک میفرماید: درآهن برایتان منفعت های زیادی آفریدیم. امروزه مامی بینیم که بشرچگونه ازآهن منفعت سرشاری رامیبرد.

 

بحث علم طب درقرآن چنان وسيع است که هزاران جلدکتاب هم نميتواندهمهء واقعيتهای طبی قرآن رابه رشته تحريردرآورد.

 

ازخلقت انسان همین نکته کافیست که امروزعلمای غرب میگویند هرکس باید روزانه مدت 15 – 10دقیقه سرش رابصورت سجده برزمین بگذاردتابه سلول های مغزی سرکه بطرف بالاقراردارد ودرحالت نورمال جریان خون کمتربه آن نواحی میرسد بصورت کافی خون برسد. درحالیکه قرن هاپیش قرآن برپنج وقت نمازوسجده درپیشگاه خدای یکتا تاءکید دارد.

دربحث آفرینش آسمانها وزمین ونظم سیارات، اولین بارقرآن زمین رابیضوی وحرکت زمین رابیان نموده است. درموردخلقت زمین فرموده مازمین راازدخان یعنی دودآفریدیم امروزاین حقیقت راعلمای جیولوجی کشف نموده اند که مواداولیه زمین دودبوده است.

برای معلومات بيشترپيرامون اعجازعلمی قرآن ازهمين سايت به بخش قرآن گنجينهءعلوم مراجعه نماييد. برای ورود اينجاراکليک نماييد.

 

کتابهای که درین موردبرای مطالعه توصیه میشود:

طب درقرآن....... عبدالحميد «دياب»، احمد «قرقوز»

اعجازعلمی قرآن وحدیث....... کمال «روحانی»

قرآن خورشيد دانشها ......... عبد الرزاق « نوفل»

 

قرآن برترين نظم ادبی:

 

کلام قرآن کلامیت که بانظم ونثرخاص که خارج ازکمال ودرایت انسانی میباشدنازل گردیده است.اعجازبلاغی قرآن چنانست که فصاحت وبلاغت این کتاب مقدس ادیبان بزرگ عرب راکه در فصاحت وبلاغت زبانزدخاص وعام بودند رادرمقابل خودبه عجزوفروتنی درآورد. دانشمندانی که به زبان وادبیات عربی کاملآ واقف بوده وکلام آتشین داشتنداماوقتی کلام قرآن رامی شنیدند مجذوب عوج اعتلای ادبی آن میشدند.

درزمان جاهلیت دربین اعراب فرهنگ شعروسخن سرائی چنان رونق یافته بودکه مکه بازارشعرونثرشده بود. شاعران ازتمام نقاط به مکه آمده ومحافل خوانش شعروسخن سرائی رابرپامینمودند ودرین میان ناب ترین اشعاروسروده رابرای رقابت به دیوارکعبه می آویختند. وقتی قرآن نازل گردید مسلمانان آیاتی چندرابه دیوار کعبه آویختند زمانیکه فصحای عرب آیات قرآن راخواندند سروده های خویش راازدیوارکعبه فرودآوردند وگفتند که این کلامیست که تاحال بشرنظیرآنراندیده است.

آری کلام قرآن چنان دلنشین وجذاب است که هرشنونده ای رامجذوب خودمیکند ومابسیاراشخاصی رادرتاریخ سراغ داریم که باشنیدن کلام قرآن متحول شده وایمان آوردند. تنها این کتابست که ندای رقابتش تا جاودان بلند است وچه می زیبد آنرا زیراتا حال که قرن هاازنزول آن میگذرد باآنهمه پیشرفت وانکشاف و تکنلوژی پیشرفته، انسان قادرنیست حتی یک آیه کوتاه همانند این کلام بیاورد واین خود اوج ارزش ادبی وبلاغت کلام قرآن رانشان میدهد. هرچند مدت ها انسانهای مخالف قرآن کوشیده اند ندای رقابت طلبی قرآن راخاموش سازند اما دربرابر آن به زانو درآمدند.

 

فرهنگ اسلام:

 

  غنای فرهنگی اسلام ازارشادات آن بخوبی هویداست. اسلام براجتماع وحسن معاشرت دراجتماع زیاد تاءکیددارد. اسلام هیچگاه نمیخواهدپیروانش ازاجتماع بدورباشند. رهبانیت(گوشه گیری) رابه شدت مذمت کرده است_ گرچه اسلام ترک حب دنیاراتوصیه مینماید_ اماتارک دنیاراکه ازاجتماع کناره گیری نموده وقطع صله رحم میکندرامورد سرزنش قرارداده است.

اسلام چنان قوانین شفاف رادرجامعه مطرح کرده است که اگربدرستی درجامعه اجراشود حقوق هیچ یک ازافراد اجتماع اعم از ثروتمندو فقیر، زن ومرد،مسلمان وغیرمسلمان تلف نخواهدشد.

 

ازفرهنگ "سلام"بوی محبت واخوت، ازفرهنگ"صله رحم" بوی شفقت، مهربانی ونوع دوستی، ازفرهنگ"زکوة" بوی عدالت، ازفرهنگ"حجاب" بوی عفت وپاکدامنی وکرامت انسانی، ازفرهنگ................

 

نظام خانوادهء اسلامی استحکام بخش جامعه است. نظامی که مسئولیت پذیری بارمیآورد وتحت پوشش آن ازفرزندان هرزه وبی سرنوشت که بالاخره به اشخاص شروروخطرناک برای جامعه تبدیل خواهندشد جلوگیری مینماید ودرین کانون گرم اطفال درآغوش پرمهروالدین تربیت شده وفرزندان سالم ومفیدرابه جامعه تقدیم میکند.

مجال این بحث کوتاه نیست ازفرهنگ والای حقوق والدین، همسایه وحقوق برادران مسلمان وغیرمسلمان، میراث و.......... سخن برانم که هرکدام بحث جداگانه ایست.

فرهنگ جماعت ابتکاریست که اسلام درقانون اجتماع طرح کرده است که واقعآدرخورتحسین است چراکه شخص مسلمان میتواند روزپنج مرتبه برادران مسلمان خویش راملاقات نماید وهفتهء یک مرتبه دراجتماع بزرگتری دیدوبازدیدها بیشترمیشود. بدین ترتیب همهء مسلمین یک اجتماع ازاحوال یکدیگرباخبرشده وباعث ایجاداتحاد، همبستگی،یکپارچگی، مهروصمیمیت دربین آنهاخواهدشد.

 

سياست اسلام:

 

حکومت اسلام حکومت دینی یا"تئوکراسی" پدران روحانی یارجال دین نیست که به گمان خودکه حاکمان خودرانائیبان خدادرروی زمین قلمدادکنندوهرچه ازهوس وهوی خودخواهندبرمردم بقبولانند زیرادرامت اسلام کسی بنام نائب خدانیست وهمه دربرابرخدای تعالی یکسانندمگر به تقواالهی.*1

سیاست اسلام حکومت مردم سالاربوده وبراساس رآی وانتخاب مردم پای گذاری میشودکه حامی مردم بوده ومردم حامی آن. اسلام هیچگاه ازحکومتی که به زوربرمردم تحمیل شده باشدطرفداری ننموده وآنرامذمت میکندچنانچه مثال زندهء آن درزمان خلفای راشدین صورت میگرفت وآنان براساس بیعت مسلمین به مقام خلافت انتخاب میشدند. اسلام حکومت ورهبری رایک مسئولیت میداند وازحکام میخواهد تامسئولیت پذیر باشندو باسوء استفاده ازقدرت برمردم ظلم نکنند. اسلام برای جلوگیری ازسواستفادهء حکام ازقدرت دست مردم رابازگذاشته است تادرصورت انحراف حکام، ازامرشان سرپیچی نموده ودرمقابل آنها بایستندوآنها راتذکر دهندوازآنهاانتقادکنندواین رایک امردینی میداند.چنانچه خلفای راشدین درشروع خلافت شان این حق مردم رابه آنها گوشزد نموده وازآنهامیخواستندتادرامورحکومت سهیم باشندواگرازآنان لغزشی دیدندبه آنان گوشزدکنند.*2

دراسلام آزادی همه افراد حتی غیرمسلمانان طبق قانون تنظیم شده وهیچ کس حق ندارد حقوق دیگران رازیرپابگذارد.

اسلام آزادی اندیشه وبیان راحفظ نموده وهرکس حق دارد حقایق راطوریکه توهین برعقایدانسانهاوسلب آزادی نگردد بیان کند.آزادی عمل درچارچوب قانون آزادبوده وهرکس میتواند اعمال دینی ومذهبی خودرا طوریکه باعث سلب آزادی افراددیگرجامعه نشودانجام دهد. ودرحقیقت رسالت اسلام احیای همین ارزش های انسانی وجامعه متمدن انسانی بوده تااصلاحگران واقعی حقایق راآشکارسازند تامردم آزادانه به حقایق دست یابند تاظالمان جلوگیررسیدن حق به انسانهانشوند واسلام میخواست فضای سالمی که حق هیچ احدی درآن پایمال نشود_ شرائطی که امروزازآن به عنوان دموکراسی یادمیشود _ رابه انسانها به ارمغان بیاورد. *3

 

درقانون اسلام ضعيف ترين شخص ميتواند حقوقش راازقویترين شخص بگيرد.

 

اسلام دین راازسیاست وحکومت جدانمیداند بلکه همواره تاءکیدداردکه ازبین مسلمانان اشخاص آگاه، متقی، متخصص، کاردان واصلاحگر انتخاب شوند وسرنوشت امت اسلامی رابدست گیرند واحکام الهی راپیاده کنند وبرمردم ستم نکنند.

حکومت اسلامی حکومت قانون بوده که این قوانین ازقرآن پاک وسنت پاک پیامبربزرگواراسلام«ص» استخراج میگردد ودرآن درهمه عرصه های عقیدتی، عبادی، اخلاقی،روابط خانوادگی واجتماعی، مسائل قضائی، مقررات اداری وبین المللی رادربرمیگیرد.

حکومت اسلامی حکومت نژادی ومنطقه ای نیست، وخودرادرچهارچوب مرزهای جغرافیایی محبوس نمیداند ودرهایش رابرروی همه کسانیکه براساس آزادی وانتخاب وبدون درنظرداشت اعمال فشار، به اصول آن ایمان بیاورند بازنگهمیدارد. ازآن جهت که رسالت اسلام رسالتی عام وجهانی است، حکومت آن نیز حکومت فراگیرو جهانی خواهدبود.

حکومت اسلامی بنیانش براندیشه وعقیده است وهمه تفاوتهای نژادی، جغرافیایی وزبانی درسایهء آن رنگ میبازدوذوب میشود، زیرا ایمان به خدای یگانه، پیامبر و قرآن، رمز اتحاد ویکپارچگی امت اسلامی درسراسر جهانست وبراین اساس همه رازیریک چترواحدسبزرنگ باهدف واحدو انديشهء سبز ازگرداگردجهان _ چه سیاه وچه سفید، چه عرب وچه عجم _ رابرادروارگردهم جمع میآورد. *4

 آری اسلام باداشتن چنین قوانی متوازن وشفاف عرصه رابرپیشرفت سکولاریزم _ که چندبارشربت پیروزی رادرمقابل ادیان دیگرچیشیده بود_ تنگ کرده وبه آن جراءت بلندکردن قامت خمیده اش رانمیدهد.

کتابهای که درین موردبرای مطالعه توصیه میشود:

فقه سیاسی...... دکتریوسف قرضاوی.

تفسیرسیاسی اسلام........

سیاست اسلامی.............

خلفای راشدین............

 

اقتصاداسلامی:

 

اسلام براقتصادمتوازن بین طبقات مختلف جامعه تاءکیددارد. درقوانین اقتصادی اسلام سرمایه تنهادردست متمولین نمیماند بلکه باصدقات و پرداخت زکوات سرمایه، اقتصاد متناسب دربین جامعه برقرارمیشود.

 اسلام همواره به کمک وهمکاری توانمندان برتهیدستان تاءکیدداردوبسیاری از دیت هارا طعام دادن یالباس پوشانیدن مسکینان، صدقه دادن و یاآزادکردن برده ای راقرداده است.

اسلام بمنظورفراموش نشدن نیازمندان وغافل نماندن ثروتمندان تنها برصدقات اختیاری اکتفاءنکرده وبرهر مسلمان پرداختن یک حصه ازمالش رادرهرسال برای نیازمندان ویامصرف درکارهای خیریه وعام المنفعه  فرض گردانیده است.

این پول برای نیازمندان، مسافرین، کسانیکه استطاعت مخارج زندگی خودرانداشته باشند، درراه ایجادمراکز خیریه، مراکزعلمی وآموزشی، فرصت های شغلی و تجاری یاتوسط خودشخص ویابیت المال مسلمین به مصرف میرسد.

سیستم معاملات ودادوستددرجامعه اسلامی بطورمنصفانهء تنظیم شده که مسلمانان نبایدازآن تجاوزکنند.

اسلام سودخوری وخیانت درمعاملات وپوشانیدن نقص اموال درهنگام فروش رامنع میکندوسودخوری رااز بزرگترین گناهان میداندوپیروانش رابه صداقت درمعاملات امرمیکند.

اسلام انبارکردن اموال ودریغ آن درهنگام کمیاب بودن برای فروش به قیمت گزافتر رابه شدت منع میکندو پیروانش را از ارتکاب چنین عملی برحذرمیدارد.

کشورهای اسلامی دارای سیستم بانکداری متناسب و قابل اطمینان بوده وقوانین آنهاباقوانین اقتصادی اسلامی تنظیم شده است. 

 

اسلام رشوت ستانی وفساد اداری رامنع نموده وعاملين آنرالعنت نموده است.

 

 

 

پی نوشت ها:

 

*1دراسلام همه بندگان درپیشگاه خداوند«ج»یکسان بوده وجزءبه تقوای الهی برتری ندارند " ان اکرمکم عندالله اتقاکم"پس کسی نمیتواند نائیب خداباشد ومسئولیت پیشبرد اموردینی وارشادوتوصیه بدوش همه مسلمانان میباشد.

خداوند بزرگ درین باره میفرماید: "کنتم خیرامت اخرجت للناس لتآمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر" شمابهترین امت هستید که برای توصیه مردم به کارهای پسندیده ونگهداشتن آنهاازکارهای زشت مبعوث شده اید.

*2 اوایل خلافت حضرت عمر«رض»، آنحضرت برای مردم خطبه خواندند ورسالت ومسئولیت های خلیفه درقبال مردم ومردم درقبال خلیفه رابرشمردند وفرمودند" من هم فردی چون شماهستم بااین تفاوت که ازامروز بار سنگین خلافت مسلمین بردوش من نهاده شده است.تازمانیکه ازاوامرالهی پیروی کردم ازمن پیروی نماییدو زمانیکه ازامرخداتجاوزکردم مرآگاه سازیدآیاکسی هست اگرخطاکردم جلوی من بایستد؟"مردی درحالیکه شمشیرش راازغلاف میکشید برخاست وگفت" بخداسوگنداگرکج بروی بااین شمشیرراستت میکنم" حضرت شکرخدارابجای آورد وفرمود"خداراشکرکه دربین شمااشخاصی هستندکه اگرعمرخطاکند اوراراست میسازند ومن درامرخلافت تنهانیستم"

درزمان زمان خلافت حضرت ابوبکرصدیق«رض» زره حضرت علی«رض»مفقودگردید. آنحضرت«رض»پس ازچندی آن زره رانزدیک یهودی دیدوآنرخواستارشد.یهودی امتناع کردوگفت زره مال من است. هردو به نزدقاضی رفتند. قاضی_ طبق قانون بدون درنظرداشت حضرت علی ویهودی_ ازحضرت علی شاهدخواست حضرت فرمود" پسرانم حسن وحسین شاهدند" قاضی فرمودشهادت فرزنددرحق پدرقبول نمیشود. وازیهودی خواست تا قسم بخوردواوقسم خورد وقاضی طبق قانون زره رابه یهودی داد درحالیکه همه میدانستند زره مال علی است اماعدالت این راحکم میکرد.

*3 اسلام هدفش همیشه دفع ظلم ورسانیدن پیام حق به مردم بوده است وهمیشه اسلام باکسانی به مبارزه برخواسته که سدراه گسترش حق شده اند. درهمه فتوحات اسلامی مسلمین به حاکمان بلاد محاصره شده میگفتند ما نه بامال شماکارداریم نه باخانه وفرزندان تان فقد بگذاریدحقیقت رابه مردم برسانیم و هرکس جلوگیر پخش حقیقت باشد بااوبه مبارزه خواهیم پرداخت.

*4 جهان غیراسلامی تاامروزنتوانسته است خودراازچنگال تضادهای نژادی وطبقاتی نجات دهدوتاهنوزهم عده ای ازانسان هاحتی درممالک متمدن جهانی به جرم سیاه بودن و..... جان شان راازدست میدهند یاموردظلم وتهدی قرارمیگرند. درحالیکه اسلام این اختلاف راچندقرن پیش دربین مسلمین درهم شکست.