گروه 99
داستان پند آمیز
پادشاهي كه يك كشور بزرگ را حكومت مي كرد ، باز هم از زندگي خود راضي نبود . اما خود نيز علت را نمي دانست . روزي پادشاه در كاخ امپراتوري قدم مي زد . هنگامي كه از آشپزخانه عبور مي كرد ، صداي ترانه اي را شنيد . به دنبال صدا ، پادشاه متوجه يك آشپز شد كه روي صورتش برق سعادت و شادي ديده مي شد . پادشاه بسيار تعجب كرد و از آشپز پرسيد : چرا اينقدر شاد هستي ؟ آشپز جواب داد : قربان ، من فقط يك آشپز هستم . تلاش مي كنم تا همسر و بچه ام را شاد كنم



1. از قلب محافظت می کند
بشری روزنه ای است برای تابیدن نور .نگاهی بشارت آمیز به سیر حوادث دارد ودر تلاش است مژده بخش روشنی ومحبت باشد به امید رویش ایمان در درونهای خسته ی امروزی گام نهاده وهدیه های خود را خالصانه درمعرض دیدگان می نهد .